السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
83
گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)
داغ بود و معاويه خود در تنور آن مىدميد تا جايى كه وضع به صورتى شده بود كه كسى در سپاه امام حسين ( ع ) به جنگ با معاويه مىآمد ، مىپنداشت كه انگيزهء واقعى اين جنگ آن است كه امام حسن ( ع ) به جاى معاويه روى كار بيايد و بنى هاشم جاى بنى اميه را در حكومت بگيرند . آن چه كه اين توطئه را برملا ساخت و چهرهء واقعى معاويه را آشكار كرد ، صلح بود . اگر صلح رخ نمىداد حقيقت آشكار نمىشد و امت هيچگاه نمىفهميد كه مسأله ، مسألهء اين صحابى و آن صحابى و اين شخص و آن شخص نيست . مسأله اين نيست كه اين هاشمى است و آن يكى اموى . اين صلح بود كه توانست حقيقت را برملا كند زيرا پس از اتمام صلح ، شكل صحيح رهبرى و حكومت اسلامى نزد مردم آشكار شد . آن چه امام حسن ( ع ) انجام داد به پشتوانهء اقدامات عملى امير المؤمنين ( ع ) در طول حكومت خود ، تصويرى واضح از مفهوم و الگوى حكومت اسلامى عرضه كرد . معاويه پس از صلح مستقيماً به كوفه آمد و جملهء معروف خود را در آن جا گفت : « من با شما نجنگيدم كه روزه بگيريد و نماز بخوانيد و من با شما جنگيدم تا بر شما امارت يابم . . . هر شرطى را كه با حسن بر سر آن توافق نمودم زير دو پايم مىگذارم » . او به اين شيوهء پست و در عين حال صريح بيان مىكند كه تمام غرض و هدف