السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
59
گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)
است كه از آن حضرت شده است . من پيشتر فكر مىكردم كه اين نظريه از نظريات جديد است ليكن به هنگام مراجعه به جلد 45 بحار ديدم كه صاحب بحار قسمتى از كتاب تنزيه الانبياء سيد مرتضى ( قدس سرّهما ) را نقل مىكند كه ايشان در آن ، همين تفسير را ارائه فرموده است . بخشى از كتاب تنزيه الانبياء سيد مرتضى ( قدس سرّه ) در كتاب تنزيه الانبياء مىفرمايد : اگر گفته شود كه آن حضرت ( صلوات الله عليه ) چه عذرى در خروج از مكه به همراه اهل و عيال خويش و رفتن به كوفه داشته است در حالى كه دشمنان آن حضرت بر كوفه مستولى بوده و از جانب يزيد ملعون به امارت گماشته شده و مبسوط اليد بودند و از سوى ديگر ايشان رفتار مردم كوفه را با پدر و برادر خويش ديده بوده و مىدانست كه آنها خائن و نيرنگبازند و اگر گفته شود چگونه ظن آن حضرت در مورد خروج با ظن همهء خيرخواهان ايشان همچون ابن عباس مخالف بود چنان كه از ايشان خواست كه از تصميم خود مبنى بر خروج از مكه عدول كند كه در خروج هلاكت است و نيز ابن عمر به هنگام وداع با آن حضرت عرض كرد : تو را به خدا مىسپارم اى مقتول و ديگرانى كه در اين باب سخن گفتند . و نيز چگونه وقتى فهميد كه مسلم بن عقيل كه سفير آن حضرت بوده به قتل رسيده ، باز نگشت در حالى كه متوجه به