السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

57

گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)

بن عقيل به كوفه فرستاد و چه بسا اين نامه ، تكملهء نامهء سابق باشد و در آن مىفرمايند : « فرستاده‌ام را نزد شما فرستاده‌ام . شما را به كتاب خدا و سنت پيامبرش دعوت مىكنم . زيرا كه سنت مرده است . . . اگر مسلم براى من بنويسد كه رأى بزرگان و صاحب خردان شما بر همان چيزى كه فرستادگانتان به من رسانده‌اند ، تعلق گرفته است ، ان‌شاءالله به سوى شما مىآيم . قسم به خداوند كه امام نيست مگر آن كس كه عامل به كتاب خدا و قائم به قسط و دائن به دين حق و صلاح باشد » . اين نامه نيز نشان مىدهد كه امام حسين ( ع ) مسلم را براى بررسى اوضاع و اين كه آيا بزرگان و صاحب خردان كوفه واقعاً آمادهء جنگ هستند يا نه ، به كوفه مىفرستد تا اين كه اگر شرايط مساعد است خود نيز حركت فرمايد و اين امر را منوط به اخبار مسلم نموده و مىفرمايد : « اگر مسلم برايم بنويسد كه متفق‌القول شده‌ايد به زودى نزد شما مىآيم » . همچنين عبارت پايانى نامه كه حضرت در آن مىفرمايند : « امام نيست مگر كسى كه عامل به كتاب خدا باشد و . . . » . اين مفهوم را مىدهد كه شخصى كه اكنون متصدى است - يزيد - صالح و عامل به قسط نيست كه اين دلالت بر همان معناى پيش‌گفته مىنمايد يعنى امام ( ع ) نمىخواهد امير بر مردم و