السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
46
گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)
پس اين كه در عالم غيب عنايت خاصى نسبت به اين برترين حادثهء عالم بشرى وجود داشته باشد ، طبيعى است . ليكن اين به معناى پذيرش تفسير ناقصى كه از قضيهء امام حسين ( ع ) وجود دارد و آن را حكمى خاص و مربوط به شخصى خاص مىداند كه از حدود آن تجاوز نمىكند ، نمىباشد و اين نظريه چنان كه گفته شد ، نظريهاى نادرست است . نظريهء دوم : تفسير سياسى در مقابل نظريهء غيبى نظريهء دومى وجود دارد كه كاملًا در تقابل با آن قرار مىگيرد . اين نظريه ، قضيهء امام حسين ( ع ) را قضيهاى بشرى و انگيزهها و عوامل آن را ، انگيزهها و عواملى بشرى و اجتماعى و واضح مىداند . بدين بيان كه انگيزهء امام ( ع ) از حركت خود ، برپا نمودن حكومت الهى و اسلامى در زمين بوده است و هدف ايشان از اين حركت مبارك برپا داشتن حق الله و باز ستاندن حقى بوده است كه ظالمان و منحرفان از ايشان و از ديگر ائمه ( عليهم السّلام ) غصب نموده بودند . بنابر اين ديدگاه ، امام حسين ( ع ) براى رسيدن به اين نتيجه برنامهريزى نمودهاند و به حسب منطق حاكم بر پديدههاى اجتماعى كه نزد اهل خبره واضح و روشن است ، برنامهء حضرت ، استيلاء بر حكومت بوده است و طرح آن حضرت و اقداماتى كه به عنوان اقدامات مقدماتى صورت پذيرفته است ،