السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

30

گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)

مؤمنين در جامعهء اسلامى آن روزگار بيان كنند . به هنگام پرداختن به نظريهء دوم كه در جهت عكس نظريهء نخست است به تفصيل به اين دسته از نصوص و ادله خواهيم پرداخت . پس تصريحات امام ( ع ) و نامه‌هايى كه به اهل كوفه نوشته‌اند به وضوح دلالت بر اين معنى دارد كه آن حضرت به دنبال اقامهء « عدل » بوده‌اند . چنان كه مىفرمايد : « امام عادل كسى نيست جز آنكه سنت را بر پاى مىداد . اين حق ما بود كه ديگران آن را از ما ستاندند و ما براى اين كه ايجاد تفرقه نشود ، ساكت مانديم در حالى كه از ديگران به اين جايگاه شايسته‌تر بوديم » . پس انگيزهء حقيقى امام ( ع ) در حقيقت [ احياى ] نظريهء اسلامى پيرامون امامت است كه بنا بر آن ، ولايت و امامت و خلافت تنها بايد در دست اهل آن كه معصومين ( عليهم السّلام ) هستند باشد و نه در دست كسى هم چون يزيد بن معاويه و امثال او و نيز نه در دست افراد قبل از او كه موسوم به خلفاء راشدين بوده‌اند . از اين فرمايش امام ( ع ) به وضوح آشكار مىشود كه انگيزهء ايشان لااقل انگيزه‌اى قابل طرح براى تودهء مردم بوده است و ايشان مىتوانسته‌اند اين انگيزه را براى مردم تبيين نموده و به آنان بفهمانند و اين در منافات با غيبى بودن حقيقت قضيهء كربلا مىباشد .