السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

17

گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)

عثمان را براى فريب دادن مردم علم كند . ليكن امام ( ع ) چنين پيشنهادى را به هيچ روى نپذيرفت كه اين حاكى از روحيهء تند و قاطع آن حضرت است . امام حسين ( ع ) نيز همين روحيه را از ايشان به ارث برده در حالى كه امام حسن ( ع ) چنين نبوده و با معاويه سازش نموده است و اين تنها به خاطر روحيهء تند و انقلابى امام حسين ( ع ) بوده است كه نمىتوانسته است حتى لحظه‌اى ظلم را در عالم تحمل نمايد . اين تفسير نيز باطل و نادرست است ، زيرا : اولًا : با اعتقاد ما در خصوص ائمهء ( عليهم السّلام ) ناسازگار است چرا كه ما بر اين باوريم كه ائمه ( عليهم السّلام ) در عرصهء عمل اجتماعى و دينى هيچ تفاوتى با يكديگر ندارند . « حسن و حسين هر دو امامند . برخاسته باشند و يا نشسته » . « 1 » بلى تفاوت‌هاى ظاهرى ميان آنها وجود دارد ليكن در آن دسته از صفاتى كه به جانب هدايت و رهبرى ايشان و نقش الهى آنان باز مىگردد ، هيچگونه اختلافى با هم ندارند و همگى نورى واحدند و همگى از آن لحاظ كه تنها و تنها بر اساس تكليف شرعى و الهى خويش موضع‌گيرى مىنمايند ، يكسانند و هيچ تأثيرى از مزاج و روحيه و محيط و اتفاقات پيرامونى ، نمىپذيرند . پس نمىتوان قضيهء امام حسين ( ع ) را به عنوان قضيه‌اى كه

--> ( 1 ) - مناقب ابن شهر آشوب ، ج 163 : 3 .