السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
15
گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)
بنابراين ، اين تفسير از تمام جهت ، باطل است و در حقيقت از تفاسيرى است كه دستگاه حاكم پس از آن كه اركان آن در اثر اقدام آن حضرت ، به لرزه درآمد ، اقدام به ارائهء آن نمود و همچنين حكومتهاى بعدى نيز كه مىديدند قضيهء امام حسين ( ع ) همچنان ضمير و وجدان امت اسلامى را در گرو خود دارد و همچنان در نفوس افراد اين امت زنده و بيدار است حادثهاى است كه تا روز قيامت به عنوان بزرگترين حادثه به شمار خواهد رفت ، ناگزير بودند كه براى آن تفسيرى ارائه نمايند و از ميان تفسيرهاى ممكن اين تفسير را برگزيدند تا هم توجيهكنندهء برخى از اعمال آنان باشد و هم بتواند بر جنبهء حقيقى ماجرا كه همان انحراف دينى و عقيدتى آنان بود پرده افكند تا اين كه امت نگويد آن هنگام كه امام حسين ( ع ) بر ايشان خروج نمود ، اينان شايستگى خلافت را نداشتند ، اينها اصلًا مسلمان نبودند يا در سطحى نبودند كه بتوانند بر مسلمانان حكومت كنند . لذا حكام جور براى اين كه اذهان مردم را از انگيزهء واقعى نهضت حسينى دور كنند و براى گمراه نمودن آنان ، دست به اختراع اين تفسير زدند و وانمود كردند كه مسأله ، مسألهء درگيرى ميان دو قبيلهء هاشم و بنى اميه بوده است . . . و اين دو قبيله پسر عموى يكديگر به شمار مىرفتهاند و اين كه ، اين حكومت كند يا آن ، چنان مسألهء مهمى نبوده است . پس اين