السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
13
گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)
را محمدى دانست در حالى كه ابولهب را كافر قلمداد نمود . آيا مىتوان نمونهاى روشنتر از اين براى مقابله با تفكر عشيرهاى يافت ؟ پيامبر اكرم ( ص ) با قطع نظر از وحى و نبوت به عنوان انسانى كه در برههاى از تاريخ زيسته است و در جامعهء خويش ايجاد تغيير نموده است ، انسانى كه مطالعهء رفتار وى ما را به اين نتيجه مىرساند كه از سر سختترين مبارزين با منازعات عشيرهاى و قبيلهاى بوده است و همهء اعمال و اقدامات ايشان بر ضد اين افكار و ارزشهاى جاهلى بوده است . در قضيهء حضرت سيد الشّهداء ( ع ) نيز شواهدى بر اين مطلب وجود دارد ، چرا كه اگر قيام و نهضت امام حسين ( ع ) ماهيت قبيلهاى و عشيرهاى داشت ، آن حضرت مىبايست با افراد عشيرهء خود قيام مىنمود و نه به همراه كسانى كه به لحاظ عشيره با وى غريبه به شمار مىآمدند . . . مىبايست در سرزمين عشيرهء خويش يعنى حجاز قيام مىنمود چرا كه بنى هاشم نه در كوفه و بصره بلكه در مدينه و مكه ساكن بودند . پس اگر احساسات قبيلهاى و عشيرهاى انگيزهء اين حركت را تشكيل مىداد ، هر آينه بايد اين نهضت از ميان اين عشيره و در موطن آن شكل مىگرفت . در حالى كه نه اكثر ياران اين نهضت همچون مسلم بن عوسجه و حبيب بن مظاهر و زهير بن قين و