الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

30

گفتمان مهدويت (فارسى)

و مقصود از : « . . . وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فانتَهُوا . . . » ؛ « 1 » [ « آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد - و اجرا كنيد - و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد » . ] امر و نهىهاى آن حضرت است كه بايد بىكم و كاست اجرا گردد و ما هرگز از ارشادات و تعاليم پيامبر صلى الله عليه و آله بىنياز نيستيم . و دين اسلام از هر جهت جامع و كامل است و نقص و كمبود در آن متصوّر نيست . در اصطلاح به اين گروه اهل نصّ مىگويند . اينها مىگفتند : باب تأويل و توجيه در اين احاديث بسته است و خلافت حضرت على عليه السلام به امر خدا از طريق وحى به پيامبر « يأَيُّها الرَّسُولُ بَلّغْ ما أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبّكَ . . . » ؛ « 2 » [ « اى پيامبر ! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است ، كاملًا - به مردم - برسان ! » ] ابلاغ شده است . در هر حال مسلمانان اين‌گونه به دو دسته تقسيم شدند و حقيقت آن است كه به كار بردن تعبير « اهل سنت » در مورد آن گروهى كه سنّت را ردّ و در آن تصرف و تأويل مىكنند صحيح نيست ؛ بلكه سزاوار به اين عنوان همان كسانى هستند كه به قرآن و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله پايبند بوده و هستند . در ضمن منظور كسانى كه با تمسك به جمله : « حسبنا كتاب اللَّه » مسلمانان را به دو دسته تقسيم كردند ، اين است كه اصل موضوع رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله همان كتاب اللَّه است و نيازى به سنّت پيامبر نيست ! هرچند اين دسته با طرز فكرى كه داشتند با دستور صريح پيامبر صلى الله عليه و آله درباره حضرت على عليه السلام مخالفت كردند ولى بعد از آنكه

--> ( 1 ) . سورهء حشر ، آيه 7 . ( 2 ) . سورهء مائده ، آيه 67 .