الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
194
نويد امن و امان (فارسى)
اوّلا ؛ اجزاى سلولى جسم زنده مىمانند مگر آنكه كمى غذا يا دخول بعضى از ميكروبها سبب مرگ آنها بشود . ثانيا ؛ اين اجزاء علاوه بر آنكه زنده مىمانند ، نموّ نيز مىكنند و زياد مىشوند همانطورى كه در حال اتصال به جسم حيوان نموّ دارند و زياد مىشوند . ثالثا ؛ نموّ و توليدمثل آنها با غذاى آنها ارتباط دارد . رابعا ؛ مرور زمان هيچ تأثيرى در پيرى و ضعف آنها ندارد و كوچك ترين اثر پيرى در آنها ظاهر نمىشود بلكه نموّ و توليد مثل آنها در هر سال مثل سالهاى پيش است و ظواهر كار نشان مىداد كه همچنان زنده خواهند ماند مادامى كه تحت مراقبت آزمايشكنندگان ، غذاى كافى به آنها برسد ، پس پيرى سبب نيست بلكه نتيجه است . سپس اين سؤال را پيش مىآورد : اگر اينچنين است چرا انسان مىميرد ؟ و چرا عمرش محدود است ؟ و چرا بهندرت سن انسان از صد تجاوز مىكند ؟ پاسخ اين است كه : اعضاى جسم حيوان بسيار و مختلف هستند و در عين حال با يكديگر در نهايت ارتباط مىباشند ، تا جائى كه زندگى عضوى به زندگى عضو ديگر ارتباط و توقف دارد ، پس وقتى يكى از آنها ضعيف شد و به سببى از اسباب مرد ، اعضاى ديگر نيز به مرگ او مىميرند چنانچه در بيماريهاى ميكروبى مشاهده مىشود و از اين جهت است كه متوسط عمر از هفتاد و هشتاد كمتر است . و آنچه از آزمايشهاى ذكر شده به دست آمده و ثابت است اين است كه انسان نمىميرد براى آنكه شصت يا هفتاد يا هشتاد يا صد يا بيشتر