الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
153
نويد امن و امان (فارسى)
ديگر امام و حجت واسطهء اخذ و ايصال فيوض و بركاتى است كه ديگران استعداد و لياقت آنكه مستقيما آن بركات و افاضات را تلقى و اخذ نمايند ندارند لذا وجود و عمر طولانى و ولادت آن حضرت در قرنها پيش يك مصلحتش همين است كه فيوض ربانى در اين مدّت از عباد قطع نشود و خلق اللّه از بركاتى كه بر اصل وجود امام مترتب است محروم نگردند . پاسخ دوّم : اين است كه مسؤول دخالت نكردن و تصرّف ننمودن امام در امور مردم ، خود مردم هستند كه حاضر به قبول رهبرى آن حضرت نيستند و مخالفت مىورزند . چنانچه با نياكان كرامش مخالفت كردند و از آن بزرگواران اطاعت ننمودند و اگر مردم حاضر به اطاعت و فرمانبرى بودند ، آن حضرت ظاهر مىشد و در اين جهت فرقى بين امام حاضر و غائب نيست و محقق طوسى در تجريد همين جواب را فرموده است : « وجوده لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منا » « 1 » « اصل وجود امام ، لطف ( مقرّب به طاعت و نزديككننده به مصالح و مبعّد از معاصى و دوركننده از مفاسد ) است و تصرف او لطف ديگر است و تصرف نكردن او ، از جانب ما است » . حاصل آنكه وجود امام لطف و اتمام حجت بر عباد است و اگر در اين مدّت طولانى قطع رشته ولايت و هدايت شود مردم را بر خدا حجت خواهد بود . خدا به مقتضاى صفات كمالى مانند رحمانيّت و رحيميّت و
--> ( 1 ) - تجريد الاعتقاد ، مبحث امامت .