الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

125

نويد امن و امان (فارسى)

آنها را نمىفهميم و نمىشناسيم ضخيم‌تر مىگردد « 1 » آرى بشرى كه توانسته است بر اساس علوم آزمايشى و حسى ، برق ، بخار ، آهن ، آب ، خاك ، هوا و اتم را مسخّر كند و به سوى كرات آسمان دست تصرف دراز نمايد و عناصر را از هم بشكافد ، اين همه وسايل صناعى مانند تلفن ، تلگراف ، راديو و تلويزيون و . . . كارخانجات صنايع او تحويل داده هنوز هم كه هنوز است از فهم و درك اين حقايقى كه شب و روز با آنها دست و پنجه نرم مىكند عاجز و ناتوان است . نه حقيقت برق ، نه حقيقت خاك ، نه حقيقت آب ، نه حقيقت عناصر ، و نه اشجار و معادن و نه سلول و هورمون و اتم و الكترون و نه . . . و نه . . . را شناخته جز ظواهر و خواصى چند ، چيزى كشف نكرده و تمام اين اشياء براى او هنوز هم معما است . به گفته يكى از متفكرين ، آن كسانى كه انسان را حيوان ناطق ، و اسب را حيوان صاهل تعريف مىكنند در حالىكه اين تعريف را مىنمايند و غرور علمى ، باد به دماغ آنها انداخته ، گمان مىكنند حقيقت انسان و اسب را شناخته‌اند . ولى وقتى از مركب اين غرور پياده شوند ، مىفهمند نه خود به حقيقت انسان و حيوان رسيده‌اند و نه با اين تعريف كسى را به حقيقت انسان و حيوان آشنا كرده‌اند و بهتر اين است كه اين تعريفات را به قصد شناساندن حقيقت اشياء نگويند . بشر از شناخت نزديك‌ترين چيزها به خودش هم عاجز است زيرا از جانش به او چيزى نزديك‌تر نيست آيا حيات خود را شناخته ؟ و آيا مىتواند حقيقت روح و حيات را توصيف كند ؟

--> ( 1 ) - مجله « المختار من ريدر زدايجست » ، ص 113 ، اكتبر 1959