الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
105
نويد امن و امان (فارسى)
مملكت خدا شوند كه صاحب همه و صاحب اختيار همه است تا عدل ، احسان ، مساوات و برادرى جهانى همگانى گردد و تبعيض و جدائى مرتفع شود : پيشرفت سريع اين اصول بود كه موجب شد اسلام در مدت كمتر از يك قرن مانند برق پيشرفت كند و دلها را روشن نمايد و ملّت ايران و ملّت روم كه آن همه استعباد زمامداران را ديده بودند و آن تشريفات زايد و بىاساس و در واقع پرستشهاى جاهلانه از زمامداران آنها را خسته كرده و بشر پرستى آنها را در پستترين دركات شقاوت انداخته بود از اين تعاليم بيدار شدند « 1 » ، به حال آمدند و خود را شناختند . برادرى زمامداران اسلامى را با افراد ديگر ، با سربازان و با جامعه مىديدند ، لذّت مىبردند ، نفس راحت مىكشيدند ، طعم آزادى را چنان چشيدند كه يكباره شيفته و دل باخته اسلام شدند . اگر خلافت از مسير خود تغيير نكرده بود ، مخصوصا حكومت امثال معاويهها دوران اكاسره و قياصره « 2 » و تشريفات آنها را تجديد نكرده بود در دنيا اثرى از بشر
--> ( 1 ) - به نظر ما ضرر و فساد بشر پرستى از سنگپرستى بيشتر است . زيرا بشر در اثر تعظيم ، خضوع ، تملّق و چاپلوسى ديگران به خود مغرور مىشود و خود كام و ديكتاتور و متكبر مىشود بطورى كه از انتقاد و راهنمائى ديگران به خشم مىآيد و اظهار فرعونيّت مىكند ، و از اينكه مردم او را بپرستند و در برابر او تواضع نمايند لذّت مىبرد . امّا سنگپرستى ديگر اين مفاسد را ندارد ، متأسفانه بشرپرستى هنوز در دنيا حتى دنياهاى به اصطلاح متمدن به صورتهاى تازه و كهنه باقى است . ( 2 ) - كسرى و قيصرها .