الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
67
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
و آيهء أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الْأَمْرِ مِنكُمْ ؛ « 1 » [ « اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولوالامر [ / اوصياء پيامبر ] را » . ] و احاديث بسيارى نظير حديث متواتر غدير هم اين برداشت را تأييد مىنمايد . به جنبهء امامت معنوى و رهبرى علمى و دينى هم در درجهء اوّل لفظ امام دلالت دارد ، چنانكه در اين آيه مىفرمايد : وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَأَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ ؛ « 2 » [ « و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما ، - مردم را - هدايت مىكردند و انجام كارهاى نيك و . . . را به آنها وحى كرديم » . ] علاوه بر اين ، آيات و روايات بسيار ديگرى مثل احاديث ثقلين ، سفينه و امان و ديگر روايات ، به اين معنى دلالت دارند ، لذا در روايت ثقلين آمده است كه : « بر اهل البيت پيشى نگيريد و از آنها جلو نيفتيد » ، يعنى پيرو آنها باشيد و اگر دقّت بيشترى در مضمون آيات و روايات مذكور بشود ، معلوم مىشود كه آنها به هر دو بعد رهبرى دلالت دارد ، لذا شيعيان هميشه امام را صاحب هر دو مقام رهبرى سياسى و رهبرى معنوى مىدانستند و ديگران را غاصب مىشمردند . اين حقيقت را - كه به اعتقاد شيعه رهبرى امام مطلق است - زمامداران غاصب هم مىدانستند و لذا بعضى مواقع هرچند مطمئن بودند كه امامِ وقت ، قصد قيام ندارد ، به عنوان مثال : منصور نسبت به شخص امام صادق عليه السلام اين عقيده را داشت . با اين حال احتياط را از دست نمىداد و همواره آن حضرت را تحت مراقبت
--> ( 1 ) . سورهء نساء ، آيه 59 . ( 2 ) . سوره انبياء ، آيه 73 .