الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
107
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
جامعه جهانى را بسيار دشوار و بلكه ناممكن مىشمردند ؛ ولى امروز كه صنعت تلگراف ، تلويزيون ، راديو ، هواپيما و وسايل ديگر ، شهرها را ، همانطور كه در اخبار و احاديث رسيده به هم نزديك كرده و اهل عالم را مثل اهل يك محله و يك خانواده و فاميل قرار داده است ، زمينه تشكيل يك حكومت جهانى در سايه تعاليم مترقّى و جامع اسلام را نيز فراهم كرده است و هرچه علم و صنعت جلو برود ، زمينه اجراى احكام عالى اسلام نيز آمادهتر و بشارتهاى اولياى دين به وقوع نزديكتر مىشود . به تدريج موقعيتها و قدرتهاى محلّى و فردى در دنيا رو به ضعف گذارده و عموم ملل ، به طور مستقيم يا غير مستقيم در تعيين سرنوشت دنيا دخالت مىنمايند « 1 » و نظامات و قوانين منطقهاى از بين مىرود . يگانه نظامى كه مىتواند جايگزين تمام اين نظامات شود و همه را به طور عادلانه اداره نمايد ، نظام اسلام است . پس عالم خود به خود به سوى هدفهاى اسلام گام برمىدارد و اين اختلاف
--> ( 1 ) . فيلسوف آمريكايى " ويليام لوكا اريسون " مىگويد : ما به مملكت واحد و قانون و احدو قاضى واحد و حاكم واحد براى بشر اعتراف مىكنيم ، تمام شهرهاى دنيا ، شهر ما و هريك از جامعه بشر ، ابناى شهر و ابناى وطن ما هستند ، ما زمين شهرهاى خود را دوست مىداريم به مقدارى كه شهرهاى ديگر را دوست مىداريم ( البته اينكه آيا آمريكايىها در اين ادّعا صادقاند يا كاذب ؟ ! قضاوت آن با مردم دنيا است ) . " دانته " اديب شهير ايتاليايى مىگويد : واجب است تمام زمين و جماعاتى كه در آن زيست دارند ، به فرمان يك امير باشند كه آنچه را مورد حاجت است ، مالك باشد تا جنگ واقع نشود و صلح و آشتى برقرار شود . " فولتير " فرانسوى مىگويد : هيچ كس براى شهرهاى خودش عظمت آرزو نكرد مگر آنكه آرزومند بدبختى و نيستى ديگران شد . متفكرين ديگر از قبيل " صموئيل جنسون " نيز از اينگونه نظرات ، كه حاكى از ميل آنها به تشكيل يك جامعه جهانى است ، دارند .