الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
98
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
بررسى و توجيه سوم اگر تقدير خداوند قادر حكيم چنان باشد كه برخى از ملائكه واسطه نزول بعضى بركات و انجام مأموريتهايى شدهاند ، فيوض عامّ و خاص به واسطه امام به سايرين برسد و امام مجراى فيض باشد : خواه ناخواه وجود و بقاى ساير ممكنات كه به فيض الهى حدوث و بقا دارند ، به مجراى فيض او كه به تقدير او از آن مجرا فيض به آنها مىرساند ، مرتبط خواهند بود ، و اگرچه در فرض عدم اين مجارى فيض ، باز هم فيّاضيت خدا - اگر قصورى در مفاض نباشد - برقرار است . امّا مىتوان گفت : ممكنات همه آن استعداد را ندارند كه بدون واسطه ، تلقّى فيض نمايند و قصور خودشان مانع از كسب فيض به طور مستقيم است ، نظير اينكه در تعداد معدودات ، شمارش از يك شروع مىشود و بدون آن ، دوم و سوم و . . . معدود نمىشود ، و اعداد بعد از يك ، همه به گونهاى حاوى عدد يك مىباشند ، هرچند معدودشان غير هم باشند . و اين نه براى نقص قدرت شمارش كننده است ؛ بلكه به جهت اين است كه عنوان معدود سوم مثلًا ، بدون عنوان معدود دوم و اول امكان وجود ندارد . همچنين فيوض الهى بدون رسيدن به مخلوق اكمل و اشرف ، امكان وصول آن به مخلوق مادون نيست ، نه براى اينكه در فيض قصورى است ؛ بلكه براى آنكه فيض گيرنده استعداد ندارد .