الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
81
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
و چه حقير است اين در برابر آنچه مشاهده مىكنيم از ملكوت تو ! و چه حقير است اين در كنار آنچه از ما پنهان است از سلطان تو ! و . . . » . و البته جهان به حكمت الهى و اراده ازلى ، داراى قوانين و قواعدى است و بهتر است كه با اقتباس از قرآن كريم بگوييم : داراى سنتى است و هر پديده و حادثى معلول علتى است و علوم مادى و طبيعى ، چيزى غير از اطّلاع و آگاهى بر بخش مختصرى از اين قواعد و سنن و سلسله علل و معلولات نيست ؛ امّا چنان نيست كه احتمال وجود عالم غيب و تأثير آن در حدوث و بقاى موجودات مادّى و ارتباط وجود ولىّ و قطب در تأثير و تأثرى كه در اشيا است ، با قانون علّيت قابل نفى و انكار باشد ، و به طريق اولى : " نفى ارتباط وجود عالم با وجود ولىّ " قابل اثبات نمىباشد و هرگز چنين نفى و اثباتى امكانپذير و معقول و منطقى نيست ؛ زيرا قانون علّيت مىتواند نفى يا تأثير بعضى از اشيا را در وجود تمام اشيا يا بعض اشيا اثبات كند . به عبارت ديگر : اگر با حذف بعضى از عوامل مادّى كه علّيت و ارتباط آن به وجود يك پديده يا بقاى آن محتمل است ، آن پديده را همچنان باقى و موجود يافتيم ، عدم علّيت آن عامل و عدم ارتباط بقاى آن پديده به وجود آن عامل احتمالى استكشاف مىشود ؛ امّا با حذف عاملى كه علّيت آن نسبت به يك پديده محتمل باشد ، به فرض آنكه آن پديده نيز حذف شود ، ثابت نمىشود . عاملى كه حذفش ، حذف پديده را در پى داشت ، علّت مستقل آن پديده است ؛ زيرا معلوم نمىشود تأثير آن عامل به نحو شرط بوده يا به نحو مقتضى و يا رافع يا مانع يا علّت ، پس احتمال اينكه چيز ديگر و امر غيبى و غير قابل تجربه هم در وجود آن به نحو مقتضى يا شرط مؤثر باشد ، نفى نمىشود ، چنانكه با از كار انداختن مغز يا قلب ، هرچند جسم انسان از كار مىافتد و وجود عنصرى و مادى او از تحرّك و فعاليت باز