الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
43
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
حرمت بازگشت به فرهنگ جاهلى قرآن مجيد با بيانى محكم در آيات متعدد ، برگشتن به عقب را محكوم فرموده است . در غزوهء تاريخى احد كه مسلمانان آزمايش شدند ، اميرالمؤمنين على عليه السلام فداكارىها كرد و پرچمداران و دليران نامى مشركان را كشت ، و جبرئيل مواسات بىنظيرش را با پيغمبر صلى الله عليه و آله ستود و به پيغمبر گفت : « هذِهِ الْمُؤاساةُ » . پيغمبر در جواب فرمود : « إِنَّهُ مِنّي وَأَنَا مِنْهُ ؛ او از من است و من از اويم » . جبرئيل گفت : « وَأَنَا مِنْكُما ؛ من نيز از شما هستم » . و ندا در داد : « لا سَيْفٌ إِلّا ذُوالْفَقارِ وَلا فَتىً إِلّا عَلِيٌّ » . در اين غزوه ، وقتى پاسداران درّهاى كه كمينگاه بود و پيغمبر صلى الله عليه و آله آنان را به پاسدارى آنجا مأمور فرموده بود ، هزيمت و شكست كفار را در اثر مجاهدات على عليه السلام ديدند ، سنگر خويش را رها كردند و خالد بن وليد با گروهش كه در آنجا كمين كرده بود ، از همانجا به مسلمانان حملهور شدند و تنى چند از پاسداران و فرماندهشان عبداللَّه بن جبير را به شهادت رساندند . چهره جنگ به نفع مشركان تغيير كرده و گروهى از مسلمانان كشته شدند و ديگران فرار كردند ؛ غير از على بن ابىطالب ، و دو نفر ديگر هم - برحسب بعضى از نقلها كه در نام آنها اختلاف است - كسى با پيغمبر ثابت نماند و راه فرار پيش گرفتند ؛ و بعضى كه شنيدند پيغمبر كشته شده است ، در مقام ارتجاع و ارتداد و امان گرفتن از كفار برآمدند . و از جملهء فراريان ، ابوبكر و عمر و عثمان بودند ، و عثمان در فرار و پشت كردن به جهاد و دفاع از اسلام و پيغمبر ، به قدرى از ميدان جنگ دور شده بود كه سه روز بعد برگشت . نظر به اين سستىها و تصميم بعضى ديگر بر بازگشت به عصر جاهليت و ارتداد ، آيات متعددى در نكوهش و سرزنش آنان و حرمت ارتجاع و وجوب ثبات