الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
27
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
اسلام با چنين هدفها و برنامههاى سازندهاى كه اين هدفها را تأمين كند ، شروع به كار كرد و جلو آمد ، و عالىترين و پاكترين روش رهبرى را به مردم ارائه داد و هدفهاى خود را به عقايد ، احكام ، اخلاق ، اقتصاد ، اجتماع ، دين و دنيا به مردم عرضه داشت . مردم شيفته و فريفته نهضت اسلام و برنامهها و پيشنهادهاى آن شدند ، از آن استقبال كردند و آن را ملاك و معيار آزادى شناختند ، و پس از آن همه ذلّتهايى كه در برابر حكّام و سلاطين خودكامه داشتند ، عزّتى را كه اسلام به آنها عطا كرد ، آن را بزرگترين غنيمت شمردند . فرزندان كارگران و دهقانان و چوپانان ، كه خود را با فرزندان پادشاهان و اميران برابر ديدند ، لغو تقسيمات و درجهبندىهاى طبقاتى را كه طبقه پايينتر و فرزندانشان را از ترقى و ورود در حريم منطقه طبقه به اصطلاح بالاتر ممنوع مىكرد ، از جان و دل پذيرفتند و جنگ با اسلام و سپاه مسلمان را جنگ با سعادت و آزادى خود دانستند . اسلام به زودى جاى خود را در دلها باز كرد و دعوتش در عمق وجدان و شعور همه با شور و شعف بسيار استقبال شد . هيچ كشورى را مسلمانان فتح نمىكردند مگر بعد از آنكه بانگ جان بخش توحيد و آزادى و برابرى اسلام ، قلوب مردم آن را فتح كرده بود . اين نهضت مقدّس با اين برنامههاى عالى و مايههاى پُر ارج انسانى ، بايد جهان را فتح كرده و به همه اهدافش رسيده باشد . چرا چنين نشد ؟ و چرا اسلام در نيمه راه ماند و متوقف گشت ؟ و دستگاه رهبرى آن ، به زودى به دست افرادى جاهل و استثمارگر و عياش و هرزه افتاد كه مسير واقعى اسلام و جهان اسلام را تغيير دادند ، و همان مظاهر