الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

87

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

« آنان كه فرشتگان جانشان را مىگيرند » . يا « تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا » ؛ « 1 » « ( آن‌گاه كه مرگ يكى از شما فرا رسد ) رسولان ما او را مىميرانند » . يا « لِأَهَبَ لَكِ » ؛ « 2 » « تا به تو فرزندى بخشم » . و اين افعال را به آنها نسبت مىدهد - چنان‌كه افعال عباد را در آيات بسيار به خودشان نسبت داده است - و اين معنى در تمام اين موارد منافى با توحيد افعالى نيست ، تا قرينه بر مجاز باشد ؛ بلكه مقتضاى عموم قدرت خدا ، بدون اينكه موجب اثبات صفت نقصى گردد ، صحّت اين ولايت و اقدار است . بنابراين وجه تمامى براى صحّت اين تفسير و توجيه نيست . با اين حال ، اگر كسى به گمان خود - حذراً من القول بالتفويض - اين جهت را تصديق نكند ، با او سخنى نداريم ؛ زيرا اين‌گونه ناباورىها در تحقيق ولايت و شؤون و مقامات ائمّه اطهار عليهم السلام و با اعتراف به اصل آن - ان شاء اللَّه تعالى - مضرّ به ايمان و تشيّع و ولايت نيست ، هرچند با كمال آن منافى باشد . به عبارت ديگر : اصل اظهار و صدور اين تصرّفات - كه از آن تعبير به ولايت مىشود - مورد اتفاق است ، هرچند در تفسير و توجيه آن اختلاف نظر باشد . در پايان اين بحث ، قسمتى از مطالب رساله توحيديه كتاب الهيات در نهج البلاغه - كه از تأليفات نويسنده است - با اندكى تصرّف در عبارات ، براى تتميم فايده در اينجا درج مىشود و مشروح و مبسوط اين مطالب را به آن كتاب حواله

--> ( 1 ) . سوره انعام ، آيه 61 . ( 2 ) . سوره مريم ، آيه 19 .