الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

80

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

نمىباشد ؛ زيرا خلق ، آفرينش ، اصلاح ، انتظام ، ادارهء كاينات ، تدبير امور خلق و رزق و اعمار ، تقدير آجال و موت و حيات و امور ديگر از اين قبيل امور است و اعطاى قدرت و ولايت به بنده‌اى در تصرّف در كاينات ، در مواردى كه مصالح ثانوى و لطف و مقتضيات خاصّه باشد - مثل اظهار معجزه و اتمام حجت و قوّت و نفوذ كلام و تبليغ نبى و وصى و اطمينان قلوب مؤمنين امرى ديگر است و تفويض نمىباشد ؛ بلكه اين اذن و اعطاى اختيار و فرمان‌بر ساختن كاينات و اقدار عبد ، از رشته‌هاى همان تدبير كلّى الهى و تنظيم امور و قيام به امر مُلك و ملكوت است كه بر حسب حكمت و قاعده لطف لازم مىباشد ، و احاديث و روايات كثيره متواترى از طرق خاصّه و عامّه دلالت دارند كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام اين ولايت و اذن و قدرت را دارا و تصرفات آنها در كاينات به صورت اعجاز و خوارق ، در موارد بسيار از حقايق مسلّم تاريخ است و انكار آن ، كه امر واقع شده است و نزد ارباب اطّلاع از تاريخ و كتب معتبر حديث ترديدناپذير است - خردمندانه نيست ، چنان‌كه اعتراض به اعطاى اين ولايت از جانب خدا ، گستاخى بزرگ و خلاف تسليم و حاكى از جهل و بىمعرفتى مىباشد ، كه خداوند در اين زمينه مىفرمايد : « وَقالُوا لَوْلا نُزّلَ هذا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ * أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَرَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضاً سُخْرِيّاً وَرَحْمَتُ رَبّكَ خَيْرٌ مِمّا يَجْمَعُونَ » ؛ « 1 » « باز گفتند چرا اين قرآن بر آن دو نفر بزرگ قريه مكّه و طايف ( وليد و حبيب يا عروة بن مسعود ) نازل نشد ؟ آيا آنها بايد فضل و رحمت خداى

--> ( 1 ) . سوره زخرف ، آيه 31 و 32 .