الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

74

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

و شايد بىاشكال‌ترين تقرير در مورد مجارى فيض اين باشد كه گفته شود : سنّت الهى بر اين قرار گرفته است كه فيض خود را از اين مجارى كه مكلف به فيض‌رسانى هستند ، به فيض گيرندگان برساند . با اين حال ، اثبات اين معنى و اينكه خدا بدون وسايط ، به كسى فيض بخشى نمىكند و جميع امور تكوينى از اين مجارى انجام مىشود ، محتاج به ادلّهء قوى صريح نقلى است كه چه بسا خلاف آن از ادلّه‌اى استظهار شود . بنابراين با پيشنهاد بررسى بيشتر ، فعلًا اين موضوع را در اينجا به اين نحو تمام مىكنيم كه هرچه تأمّل مىشود ، اگر واسطه در فيض به او برسد و او در فيض رسانى اختيار داشته باشد ، هرچند فيض دهنده هم در كار باشد - كه اگر او فيض ندهد ، فيض‌رسانى نخواهد بود - شبههء تفويض در جاى خود باقى است ، و وجوهى كه براى تصحيح مجارى فيض گفته شود ، در رفع آن كافى نيست . با اين حال ، ممكن است كسى بگويد ، در صورتى شبهه تفويض باقى است كه فيض‌رسان ، چه فيض را برساند يا نرساند ، از طريق ديگر امكان افاضهء فيض نباشد ، امّا اگر امكان افاضه از طريق ديگر در فرض فيض نرساندن اين واسطه محقّق باشد ، تفويض نيست و امر به دست قدرت خدا است . 3 - اگر مقصود از مجارى فيض اين باشد كه ايشان در باطن وسايل و اسباب و وسايط تربيت و رسيدن فيض الهى به ممكنات مىباشند كه همه از آنان كسب استعداد و صلاحيت مىنمايند ، چنان‌كه در ظاهر بسيارى مخلوقات از آفتاب استفاده مىنمايند و در ادامه بقا و رشد و نموّ از آن مدد مىگيرند و اسباب و مسبّبات همه به اذن خدا در فعل و انفعال و تأثير و تأثرند ، وجود صاحب ولايت و ولى نيز در باطن مؤثر است و نسبت او به اين عالم امكان ، نسبت قطب است به سنگ آسيا ، كه آسياى عالم امكان به دور او در گردش است ، مطلب صحيحى است