الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
69
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
معلولات ايجاد شود تا برسد به عالم ماده و طبيعت يك شىء مادى مثلًا موجود گردد . علاوه بر اين ، لازمه اين سخن ، قول به تعدّد فواعل و علل است . البته نمىخواهيم انكار كنيم اگر برهان قاطع عقلى اقامه شود ، قرينه بر مجاز بودن برخى از ظواهر ، يا تقييد اطلاق آنها نمىشود ؛ بلكه غرض اين است كه اين سخن " مجراى فيض بودن " را از هر جهت بشناسيم و منبع آن را از نظر يك حكيم و فيلسوف نشان بدهيم و در اينجا به مفاسد اين آرا برحسب نظر مخالفان آن از متكلّمان و محدّثان كارى نداريم . رابعاً : اينكه اخبار متواتر دلالت داشته باشند كه آن بزرگواران مجراى فيض ، وسايط آن مىباشند ، ثابت نيست و اگر بازگشت اين سخن به اين باشد كه بالايجاب خداوند متعال از اين مجارى افاضهء فيض وجود مىنمايد ، يا هر يك از مجارى - خواه آنها را عقول بگويند يا ائمه اطهار - بالايجاب يا بالاختيار ، علل و فواعل هستند ، صحيح نيست و باطل است . بله ، اخبار كثيرى دلالت دارند بر اينكه ايشان علّت غايى خلقت هستند و فيض وجود و بركات براى آنها و به طفيل وجودشان به تمام ممكنات رسيده و مىرسدو و اخبار به اين معنى از حدّ تواتر گذشته و از مسلّميات مذهب است ، چنانكه اخبارى نيز دلالت دارند كه خداى تعالى از نور آنها عالم را آفريد . اگر مقصود از مجارى فيض اينگونه معانى باشد كه علّت و فاعل و خالق خدا باشد ، اشكالى در آن به نظر نمىرسد امّا باز هم ولايت تكوينى ، غير از اين معنى است . توضيحى پيرامون مجارى فيض مرحوم علّامه محقّق شيخ محمّد حسين اصفهانى قدس سره در تعليقات خود بر مكاسب شيخ انصارى - رضوان اللَّه عليه - در صفحه 212 مىفرمايد :