الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

66

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

طاهرين عليهم السلام كه افضل و اعلم خلق خدا هستند ، ثابت و مسلّم است . و اگر كسى هم ولايت تكوينى را به بعضى از معانى صحيح و جايز آن قبول نكند ، اين معنى را نمىتواند انكار كند و بالاخره اين شأن و مقام آنها را - كه قدرت تصرّف در كاينات به اذن خدا و طبق مصالح ثانوى است - بايد قبول كند ؛ امّا اينكه منشأ آن چه نحو عنايتى مىباشد ، مطلب ديگر است . و امّا نوع سوم ، اگرچه منافى با توحيد و نفى غلوّ و آياتى مثل « ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ » نيست ؛ امّا چنان‌كه گفتيم ، دليل قاطعى بر آن نيست و به علاوه در مورد بعضى از ملائكه ، آيات و روايات دلالت دارند كه آنها - باذن اللَّه تعالى - قائم به بعضى امورند ، مثلًا جبرئيل مأمور و امين وحى خدا است ، يا عزرائيل مأمور قبض ارواح است ، يا ملائكه‌اى مدبّرات و ملائكهء ديگر مقسّمات مىباشند . اين مناصبى كه ملائكه دارند ، ظاهر اين است كه اختصاص به او داشته و ديگرى آن را ندارد ، هرچند ملائكه نيز مأمور باشند كه طبق ولايت نوع پنجم ، از صاحبان آن ولايت اطاعت كنند ؛ امّا اجرا و انفاذ مشيت الهى در امورى كه به آنها واگذار شده است ، اختصاص به خودشان دارد . بنابراين ، اگرچه به اين مناصب ملائكه ، تصوّر ولايت نوع سوم ممكن است و مىتوان گفت : ملائكه در تقدير الهى ، جزء اعوان و انصار اوليا و مأموران آنها هستند ، چنان‌كه حضرت عزرائيل نيز جنود و اعوانى دارد . با اين حال ، اثبات اين‌گونه ولايت و وساطت و دخالت در تمام سازمان كاينات براى ايشان و غير ايشان در نهايت اشكال است و اگر دليل قاطعى بر آن اقامه نشود ، قول به غير علم است . و امّا نوع پنجم ، ولايتى است كه براى رسول اكرم و ائمه طاهرين عليهم السلام ثابت و محقّق است و تصرفات ايشان و وقايع مسلّمى كه تاريخ و احاديث متواتر آنها را