الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

46

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

اكرم صلى الله عليه و آله است . چنان‌كه كامل بودن دعوت قرآن و جامعيت آن ، كه كسى نتواند عالىتر و كامل‌تر از آن را عرضه نمايد نيز حجتى از خود براى خود است ، بر خلاف معجزات ساير پيغمبران و معجزات ديگر حضرت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله كه در آن دليل ، خود مدلول نيست ، بلكه غير مدلول است ، مثل تبديل عصا به اژدها و آيات تسع كه معجزات نبوّت موسى و وحى بودن تورات بود و مثل شقّ القمر و معجزات ديگر رسول اكرم صلى الله عليه و آله كه اگرچه دليل صدق نبوّت آن حضرت و وحى بودن قرآن بود ، ولى دليل ، غير از مدلول بود و مانند برد و سلام شدن آتش بر ابراهيم كه فعل خدا بود ، ولى غير چيزى بود كه معجزه براى آن اقامه مىشود . گفته نشود كه : « نظير بعضى از خوارقى كه گفته شد فعل خدا است ، از ائمه هدى عليهم السلام نيز صادر شده است و ظاهر اين است كه فعل خود آن بزرگواران بوده است ، مثل معجزه و تصرّف امام عليه السلام در صورت شير پرده و نشستن آن شخص در آتش به امر امام و نظاير آن ، بنابراين علّت آنكه بعضى از اين خوارق به فعل نبى يا ولى انجام شده ، و بعضى ديگر به فعل خدا ، چيست ؟ » زيرا پاسخ داده مىشود : صدور معجزات به هر دو نحو جايز است و مانعة الجمع نمىباشند يعنى هم جايز است نبى ادعاى نبوّت كند و تحدّى نمايد به معجزه‌اى كه به او عطا شده و مستقيماً و بدون واسطهء احدى فعل خدا باشد و هم تحدى نمايد به معجزه‌اى كه خدا قدرت اظهار آن را به او داده باشد و در يك مورد معجزه‌اى مستقيماً و بىواسطه فعل خدا باشد ، و در مورد ديگر همان معجزه به اقدار و اعطاى قدرت بر اظهار آن به نبى ، فعل نبى باشد ، هرچند صورت اوّل در تصديق و اثبات صدق ، صريح‌تر باشد ؛ زيرا بلاواسطه فعل خدا است كه پيغمبر از جانب او فرستادهء او است ، ولى در صورت دوم ، فعل شخص مدّعى نبوّت است كه به اعطاى قدرت از جانب خدا به او آن را اظهار داشته است ، ولى معلوم است كه اين تفاوت ، غالباً