الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

27

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

اراده مىشود از آن اراده نشده ، بلكه مَجاز است ؛ زيرا به لحاظ اينكه او اسباب و معدات زنده شدن زمين را با روييدن نبات در آن ، فراهم مىسازد ، به او مُحيى مىگويند . چنان‌كه به زمين هم ، به لحاظ آنكه در آن اشياى زنده روييده مىشود ، « محيات » مىگويند ، « 1 » امّا زنده ساختن زمين و روياندنِ نبات ، فعل خدا است . بارى ، غرض اين است كه در امثال اين موارد ، قرائن در كار است و هيچ شائبه و توهم شركى در بين نيست ، و اگر به احيا كنندهء زمين مُحيى بگويند و عمل احيا را به او نسبت دهند ، با احياى ارضى كه در آيات : « اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْىِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها » ؛ « 2 » « بدانيد كه خداوند زمين را بعد از مردنش زنده مىگرداند » . و نيز : « وَآيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْناها » ؛ « 3 » « و يك برهان آن است كه ما زمين مرده را زنده مىكنيم » . اشتباه نمىشود . و تفاوت مفهوم اين دو اطلاق را ، هر كس اندك ذوق و معرفتى داشته باشد ، به وضوح درك مىكند . نكتهء ديگرى كه گاه مانع از جواز اطلاق بعضى از اسماء الحسنى ، بر صاحب

--> ( 1 ) . ممكن است گفته شود ، « حيات » چون معنايى مشترك است بين تمام موجودات زنده و آن عبارت است از مبدئيّت شىء براى ظهور آثار و خواصّ خود ، از اين جهت چون محيى و معطى اين مبدئيت خدا است لذا محيى تمام موجودات او است و چون عمل محيى ، اين مبدئيت را به ظاهر فعليت مىدهد ، به او محيى و به زمين محيات اطلاق مىشود به هر حال اين اطلاق مجاز باشد يا حقيقت ، در آنچه ما درصدد تحقيق آن هستيم تفاوت نمىكند و مثال را تغيير نمىدهد . ( 2 ) . سوره حديد ، آيه 17 . ( 3 ) . سوره يس ، آيه 33 .