الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
22
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
« . . . هركس به خدا شرك آرد همانند آن است كه از آسمان در افتد و مرغان در فضا بدنش را با منقار بربايند ، يا بادى تند او را به مكان دور در افكند » . در مسأله ولايت تكوينى و تشريعى و مقامات و فضايل انبيا و اوليا عليهم السلام بايد كمال توجّه را به اين دو موضوع داشت ، تا توحيد با تمام شُعب و اقسامى كه دارد ، صد در صد محفوظ باشد و به حريم آن تجاوزى نشده و از خلوص آن ، چيزى كم و كاست نگردد ، و مخلوق در مرتبهء خالق و ممكن در مرتبهء واجب شناخته نشود ، و شرك و غلوّى پيش نيايد و از افراط در عقيده به شؤون انبيا و اوليا و نبوّت و ولايت كه فكر و عمل شخص را به شرك و غلوّ گرايش مىدهد ، جلوگيرى شود . از سوى ديگر ، از تفريط نيز بايد پرهيز كرد و به نام گريز از شرك يا غلوّ ، نبايد فضايل و مقامات و مناصب و شؤونى را كه انبيا و ائمه عليهم السلام دارند ، انكار نمود و به " ولايت " - كه خود نيز شعبهاى از " توحيد " است - حمله كرد و كمالات و مقامات انسانهاى نمونه و برتر را - كه بايد از آنها كسب معارف توحيدى كرد ، و كشتى نجات بشريت هستند - منكر شد . بديهى است مطلوب ، دقيق و حسّاس است و در اين ميان ، شناخت صراط مستقيم كمال لزوم را دارد ، و در بعضى از موارد و دقايق آن ، فقط علماى متفطّن و متبحّر و زحمت كشيده در قرآن و احاديث اهل بيت عليهم السلام مىتوانند اظهار نظر نمايند ، و راه ميانه و منزّه و پاك را از افراط و تفريط مشخص سازند و به ديگران هم نشان دهند ، كه متأسفانه هم افراط و هم تفريط ، بسيارى را گمراه كرده است و بعضى مسايلى را غلوّ پنداشتهاند كه اعتقاد به آنها در حقّ انبيا و ائمه عليهم السلام نه فقط غلوّ نيست ؛ بلكه در حقّ ديگران هم جواز و امكان آن مسلّم است . و از سوى ديگر ، برخى هم به اندازهاى بىپروايى و بىاحتياطى كردهاند كه گرفتار تعطيل و تشبيه و شرك و حلول و اتّحاد و تاريكىها و گمراهىهاى گوناگون گرديدهاند :