الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

10

جامع الاحكام (فارسى)

س 1261 - اگر در ازدواج صغيره يا باكرهء رشيدهء بالغه بين جد پدرى و پدر تعارض شد ، كداميك مقدّم است ؟ ج - هر يك از جدّ پدرى يا پدر كه سبقت بر تزويج صغيره بنمايد محلّى براى ديگرى باقى نمىماند چون هر يك به طور استقلال ولايت دارند و ظاهراً نسبت به اذن در تزويج بالغهء رشيده هم حكم كه بنابر احتياط است همين است . و اللَّه العالم . س 1262 - پدرانى كه دختر باكرهء خودشان را رها كرده‌اند و كار فرزند را به خودش واگذار كرده‌اند و هيچ‌گونه دخل و تصرفى در كار دختر نمىكنند بازهم در عقد ، اذن چنين ولى لازم است ؟ ج - در فرض مذكور در سؤال هم ، بنابر احتياط واجب دختر باكره بايد از پدر يا جدّ پدرى اذن بگيرد و اگر پدر و جدّ پدرى به امور دختر بىتفاوت باشند و با استيذان از آنها از مداخله در امور دختر و اعمال ولايت بدون وجه خوددارى داشته باشند اعتبار اذن آنها ساقط است . س 1263 - دخترى كه مجرد است و پسرى را دوست دارد مىخواهد با او ازدواج كند خانواده‌اش و ديگر اقوام با او مخالفند تكليف اين دختر چيست ؟ ج - تكليف دختر اين است كه به هر طريق است اگر پدر يا جدّ پدرى دارد احتياطاً از او اذن ازدواج با جوان مورد نظر را بگيرد و موافقت ساير ارحام لازم نيست . س 1264 - اين جانب زنى هستم به علت ناسازگارى شوهرم 12 سال پيش طلاق گرفته‌ام البته وكيل شوهرم در دادگاه حاضر بود در حضور وكيل حكم طلاق صادر گرديد از او دو تا دختر بچه داشتم در دادگاه تمام اختيارات دخترها به من موكول شد قبول نمودم با تمام زحمات و كار و كوشش شبانه روزى در اين دوازده سال مشغول نگهدارى و تحصيل بچه‌ها بودم و الآن به حد بلوغ رسيده‌اند مىخواهند ازدواج نمايند - البته با هم كفو خودشان - مىگويند بايد اجازهء پدر باشد تا عقد جارى شود از آن موقع تا حالا هيچ نوع اطلاعى از او