الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

47

نيايش در عرفات (فارسى)

مسببات نيست ؛ گاهى با يأس از نيل به مقصود ، مقصود حاصل مىشود و گاهى نيز با يقين به حصول مطلوب به لحاظ حصول اسباب ظاهرى و مادى ، مطلوب حاصل نمىشود و امر ، به عكس اراده و اسباب چينى انجام مىگيرد به وجود خدا و تصرف اراده او پى مىبريم و به گفته شاعر مىفهميم كه قضاى حق در كار است : اگر محول حال جهانيان نه قضاست * چرا مجارى احوال بر خلاف رضاست هزار نقش برآرد زمانه و نبود * يكى چنان كه در آيينهء تصور ماست بلى قضاست بهر نيك و بد عنان‌كش خلق * بدان دليل كه تدبيرهاى جمله خطاست به دست ما چو از اين حلّ و عقد چيزى نيست * به عيش ناخوش وخوش‌گر رضادهيم سزاست 2 - « وَلا لِعطائهِ مانِعٌ » . و براى عطاى او مانعى نيست هركسى را بخواهد به هر عطايى سرافراز كند و هر نعمتى را به او عطا فرمايد هيچكس نمىتواند عطاى او را منع نمايد و كسى را از عطاى او محروم سازد . بديهى است كمال حضرت ربوبى ( عزّ اسمه ) همين اقتضا را دارد كه « لا دافِع لِقضائِهِ وَلا مانعٌ لِعطائِهِ » باشد غير از اين باشد به عجز و نداشتن توانايى موصوف مىشود و ( اللَّه ) عاجز و ناتوان