الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

286

نيايش در عرفات (فارسى)

اسمه و محروم بودن از عنايات خاصّهء اوست كه هر چه بنده بيشتر نزديك شود و قربش زيادتر باشد ، بىقراريش بيشتر و آتش شوق و اشتياقش به حضور زيادتر و تقرب افزونتر و روشنتر مىشود . در عين وصال ، باز هم خود را در فراق مىبيند و در آتش آن مىسوزد . و از اين احساس لذت مىبرد . و وصال و اتصالش را بيشتر مىسازد . آنكه به واسطهء نداشتن معرفت از لذت سوختن در آتش فراق و گريه و زارى و اظهار شوق به و وصال بيشتر محروم است ، اين معانى را نمىفهمد و بسا كه به آن حالت رذيلهء بُعد و دورى - كه ارذل حالات است - دلخوش كند و به اين جهل بزرگ و بنيادى ، خوشنود باشد و نمىداند كه : اسير لذت تن مانده‌اى و گرنه تو را * چو عيشهاست كه در ملك جان مهيّا نيست خوشا به حال آنان كه دلشان شكسته مىشود و از جهت هجران و بعدى كه در حال قرب و توجه احساس مىنمايند ، و مىگريند و از محبوبشان كه او را جسته و يافته‌اند باز هم او را مىجويند و مىخواهند . و خوشا به حال آن گروه از بندگان كه از ترس خدا اشك جارى و ضراعت و زارى دارند و بدنشان در مقام درك ، عظمت