الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
264
نيايش در عرفات (فارسى)
آنچه ستمكاران مىگويند « 1 » برترىِ بزرگ . تسبيح گواهى مىدهند بر پاكى و تنزّه تو از نقايص ، آسمانها و زمينها و آنچه در بين آنهاست . و نيست چيزى مگر اين كه تسبيح مىگويد يا تسبيح مىكند تو را به حمد و سپاس تو ( كه محتمل است مراد اين باشد كه لازمهء حمد و سپاس خدا و ثنا بر او به صفات جماليّه و جلاليّه و اقرار به كمال او ، تسبيح ، شهادت ، گواهى و اقرار به پاكى و تقدّس حضرت بارى از هر نقص و ناتمامى است ) پس تنها براى توست حمد و سپاس و مجد و بلندِى مقام اى صاحب جلال و اكرام و فضل و انعام و نعمتهاى بزرگ و تويى بخشندهء كريم ، رؤوف و مهربان » . پس از اين ثنا و تسبيح و اقرار به نعمتهاى خدا ، از خدا سؤال مىنمايد و به اين گونه عرض حاجت مىكند : « اللهمَّ أوسِعْ عَلَىَّ من رزقِك الحَلالِ وَعافِنى في بَدنى وَ دينى وَآمِنْ خَوفى وَ اعْتِق رَقَبَتى مِن النّار » . در اين جمله از خدا وسعت روزى حلال و عافيت در بدن و دين و امان از خوف و بيم و آزادى از آتش درخواست مىنمايد . معلوم است كه هر كدام از اين حوايج از حاجتهاى مهم دينى و دنيوى است .
--> ( 1 ) - ستمكاران ، علم و حلم او را انكار مىنمايند يا مثل بعض فلاسفه منكرعلم او به جزئيات مىشوند يا سخنان ديگر كه با تنزّه و تقدّس حضرت او منافات دارد .