الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

232

نيايش در عرفات (فارسى)

مثلًا رحم بر صغير ، اين اسامى اطلاق شود باز هم اطلاق آن بر ذاتى كه مناط صدور فعل رحم مثلًا كه قدرت بر رحم است ذاتى او باشد ، اوفق واصدق است از آنكه قدرتش بر رحم بالغير باشد و بالذات نباشد . و اين از قبيل اين مثال مىشود كه : « من آنم كه رستم بود پهلوان » . خلاصه اين مدح و ستايش مهمى نيست كه به كسى بگويند : اى قدرتمندى كه قدرت تو از خودت نيست و از غير است . به خلاف آن كه بگويند : اى كه قدرت تو از خود توست و تو به خودى خود قادر و توانايى ، كه اين كمال مدح است . روشن است كه در مقام ستايش خداوند متعال و توصيف او به اوصاف كماليه - اعم از ذاتيّه و فعليّه - بازگشت آن به ذات خدا و اينكه بالغير نيست و بالذات است اين جهت ملحوظ است و از وجوه تفرد خدا به آن وصف يا فعل مىباشد . در اينجا با عرض معذرت خدمت خوانندهء محترم از اطالهء كلام ، به يك نكتهء ديگر بايد اشاره كنيم و آن اين است كه : اگر كسى بگويد : چگونه مىگوييد خدا در اين افعال متفرد و يكتاست و مىگوييد اين معنا از بعضى از جمله‌هاى اين دعا استفاده مىشود مثل : « اللهمَّ انَّكَ تُجيبُ الْمُضطَرَّ . . . » با اينكه در همين بخش از دعاست كه :