الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

211

نيايش در عرفات (فارسى)

به ذكرش هرچه بينى در خروش است * دلى داند كه اين معنى به گوش است نه بلبل بر گلش تسبيح‌خوانى است * كه هر خارى به تسبيحش زبانى است توحيد تو خواند به سحر مرغ سحرخوان * تسبيح تو گويد به چمن بلبل شيدا و به داستان ستون حنانه و ظواهر همين آيات خصوصاً مثل : « وَلكِنْ لا تَفْقَهونَ تَسْبيحَهُم » تمسك مىنمايند كه اين تسبيحِ مقالى است كه ما آن را نمىشنويم و نمىفهميم بلكه ما تسبيح تكوينى بلكه ما تسبيح تكوينى را مىفهميم . و هم به دعاى كميل استشهاد مينمايند كه از آن شاهد بودن اعضا و جوارح بر اعمال انسان استفاده مىشود . واضح است كه شاهد قراردادن چيزى ، فرع درك و شعور آن چيز است . و به تسبيح سنگريزيه و نطق سوسمار در شهادت به رسالت حضرت رسول - صلّى اللَّه عليه و آله وسلّم - و آيه : « وَانَّ منها لَما يَهبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّه » « 1 » .

--> ( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 74 .