الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
182
نيايش در عرفات (فارسى)
در عين حالى كه مخلوق است بدون ادعاى كفرآميز حلول و اتحاد ، از او كارهاى خدايى صادر شود . در حديث قدسى است كه : « ما يتقرب الى عبد بشيء احبّ الى ممّا افترضته عليه و انه ليتقرب الى بالنوافل حتى احبّه فاذا احببته كنت سمعه الذى يسمع به و بصره الذى يبصر به ولسانه الذى ينطق به ان دعانى اجبته و ان سألنى اعطيته » . « نزديك نمىشود به من بندهء من به چيزى كه محبوبتر باشد به سوى من از آنچه بر او فرض و واجب كردهام . و همانا بندهء من به سبب انجام نوافل ، به من نزديكى و تقرب حاصل مىكند تا او را دوست بدارم . پس وقتى او را دوست داشتم من گوش او مىشوم كه به وسيله آن مىشنود ، و ديده او مىشوم كه به توسط او مىبيند ، و زبان او مىشوم كه به واسطهء او سخن مىگويد . اگر بخواند مرا اجابت مىكنم او را و اگر از من سؤال كند به او عطا مىكنم » . اين همان مثل « حديد محماة » است كه شاعر مىگويد : گويد آتش اين به آهن تو منم * من تو ليكن تو توئى و من منم ذات ما باشد زيكديگر جدا * فعل ما فعلى است واحد بىدوتا چونكه خود را در اطاعت سوختى * آتش قربم به دل افروختى اكنون اين بندهاى دعا را كه در آن تفضّلات و انعامات الهى را