الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
94
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
شده است ؟ همه مىدانيم كه مطلب ، بالاتر از اين گونه احتمالات سخيف است . نور و چشم هرگز اين ادراك و احساس نياز را نكرده و نمىكنند و آن تصميم دقيق حكيمانهاى كه عالم كَون را به هم مرتبط كرده است چشم و نور را به يكديگر ارتباط داده و چشم را با اشياءِ ديگر و نور را با ساير اجسام مربوط ساخته است . هوا از جهتى با جاذبه مربوط است و از جهات ديگر با زندگى انسان و حيوان و نبات و نيز با باران و ساير چيزها ، بهطورى كه اگر جاذبهء زمين ضعيف شود ، هوا از اطراف آن پراكنده مىشود و حيات معدوم مىگردد ، و اگر اكسيژن آن كم گردد باز هم حيات نابود مىشود . آيا اين ارتباط بين هوا و وزن و نسبت اكسيژن آن با زندگى انسان و جاذبهء زمين غير از اثر قصد و عنايت است ؟ يقيناً نه . آيا اين ارتباط بسيار دقيق با خورشيد از نظر فاصله و دورى و نزديكى كه اگر تغييرى در آن پيدا شود نظام كنونى به هم مىريزد ، بدون قصد و عنايت است ؟ آيا جوّى كه با گازهاى ضخيم زمين را احاطه كرده و آن را از صدمهء ميليونها سنگ آسمانى كه با سرعتى در حدود پنجاه كيلومتر در ثانيه با آن تصادم مىكنند مسلّح ساخته است ، دليل نظم و عنايت نيست ؟ همچنين انسان و حيوان و نبات ارتباط محكمى با يكديگر دارند و هر سه براى هم لازم و ضرورى مىباشند . انسان و حيوان به نباتات به وسيلهء تنفّس خود گاز كربنيك مىدهند كه اگر اين نبود ، نسبت كربن هوا به واسطهء عملكرد نباتات كم مىشد و نبات از بقا و استمرار محروم مىگشت . نبات نيز در مقابل به انسان اكسيژن مىدهد و اگر نبات نبود ،