الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
90
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
هر نوعى از آن را در خانههايى بهطور منظّم گذاشته و رديف كردهاند تا حروفچينان آگاه و مسلّط ، بهآسانى آن حروف را از خانههاى معيّن بردارند و بهطور منظّم طبق كتاب و نوشتهاى كه به دست آنها مىدهند ، بچينند و براى چاپ آماده سازند . ناگهان با وقوع زلزلهاى چاپخانه خراب شود و تمام آن حروف از خانهها بيرون بريزد و در هم ريخته و جابهجا شود به طورى كه اگر حروفچين ماهرى بخواهد در آن شرايط يك صفحه بلكه يك سطر حروفچينى كند ، معطّلى و زحمتش چند برابر گردد . حال اگر به ما خبر بدهند كه در نتيجهء اين زلزله اين حروف همه به طور منظّم چيده و صفحهبندى شده و كلمات و جملههايى منظّم از آن پديد آمده كه يك بيت يا ده بيت يا هزار بيت در يك قافيه و يك بحر و در موضوع واحد در نهايت فصاحت و رسايى و حُسن اسلوب و با سبك ويژهء شعرى شده است ، يا ديوان نظامى يا سنائى ، يا كتابهاى بزرگ رياضى و فيزيك و شيمى ، يا تاريخى مثل تاريخ ابن اثير يا طبرى ، يا شاهنامهء فردوسى به چاپ رسيده است ، اين خبر را چگونه تلقّى مىكنيم ؟ غير از اين است كه گزارش خبردهنده را اگر حمل بر شوخى و مزاح نكنيم ، از ديوانگى او مىدانيم ؟ در حالى كه احتمال تصادف كه در مثال قبل ( سوزن ) ، عقل از قبول آن ابا داشت نسبت به اين مثال ، نسبت يك به صدها ميليارد است . يقيناً عقل اين احتمالات را استهزا مىكند . پس چگونه بنا را بر تصادف بگذاريم و در مورد مخلوقات خدا و كتاب تكوينى او كه عدد حروف و كلمات و جملههايش از ذرّات و عناصر و انسان و حيوان و گياه و سنگ و خاك و آب و آتش و درختها و برگها و موجودات زندهاى كه در هر انسان و حيوان تعبيه شده و وظايف هر يك از آنها و در مورد منظومهء شمسى و ديگر منظومهها و كهكشانها و