الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
69
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
خارجى بين دو شىءِ اينچنينى ، اتّفاق نخواهد افتاد . و ضدّيت و تضادّ بين دو شىء به اين معنى نيست كه دو شىءِ موجود با هم دعوا دارند تا سرانجام يكى از آنها ، غالب و ديگرى مغلوب شود زيرا در حال عدم هر دو ضد هيچ يك از آنها وجود ندارد تا تضادّ خارجى بين آنها باشد و در حال وجودِ يكى از آنها ، به دليل عدم وجود ديگرى ، امكان تضادّ خارجى بين آنها نيست و در حال وجود آنها در دو زمان يا دو مكان ، با هم تنافى و تضاد ندارند . بعد از اين توضيح ، مىگوييم اگر از تضادّ درونى اشياء چنين معنايى را در نظر داشته باشند خارجيّت يافتن آن امكان ندارد تا چه رسد به علّيّت آن براى حوادث و تحوّلات . و اگر محال بودن اين تضاد يعنى اجتماع ضدّين را انكار مىكنند و مىگويند اصلًا عالَم ، عالَم اضداد است و جمع بين ضدّين در همه جا هست ، پاسخ مىدهيم : اگر مقصودتان اين است كه ضدّيت بين آنچه اضداد شمرده مىشوند وجود ندارد و اجتماع آنها امكان دارد و بلكه واقع است ، چگونه امكان وجود سياهى و سفيدى را در محلّ واحد و زمان واحد توجيه مىكنيد ، و چگونه وجود شىءِ متحرّكى را در آنِ واحد در دو محل و در دو نقطه ممكن مىدانيد ، و چگونه امكان وجود زمين و خورشيد ديگر را در همين مدارها كه زمين و خورشيد در آن حركت مىكنند در آنِ واحد مىپذيريد ، و چگونه خورشيد يا كهكشان يا اتم را در آنِ واحد در نقطهاى از مدار خود و در نقاط بعد و قبل آن منطقى مىشماريد ، و بالأخره در كجا جمعِ بين اضداد را سراغ داريد ، و چگونه چيزى هم خودش مىباشد و هم غير خودش ، و خودش بودن و خودش نبودن چگونه امكان جمع شدن دارند ؟ ! و اگر مىگوييد مقصود از تضاد و اجتماع ضدّين اين است كه هر چيزى