الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
62
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
تقرير اوّل : صرفنظر از اينكه مادّه ، حادث يا قديم است ، عالَم مادّى پر از حوادث و پديدهها و حركتها مىباشد و هر نقطه از عالم كه در آن ، مادّه وجود داشته باشد ، از حوادث و پديدهها خالى نيست . كوهها و درياها و درختان و جنبندگان و منظومهها و كهكشانها و آنچه با حواسّ ظاهر و چشمهاى مسلّح و غيرمسلّح احساس مىشوند ، همه حوادثى هستند كه پس از عدم ، به وجود آمدهاند و بعد از وجود ، معدوم مىشوند . بديهى است چون ترجّح بلامرجّح عقلًا مردود و غيرقابل قبول است ( الشّىء ما لم يجب لم يوجد ) ، هر حدوث و پيدايش و حادثه ، حتّى حركت از مكانى به مكان ديگر ، محتاج به علّت است . بنابراين براى شناختن علّت اين حوادث و پديدهها شش احتمال را بررسى مىكنيم : 1 . علّت حادث و پديدهء فعل و اثر ارادى حادث ، قبل از آن باشد كه حادث بعد تحقّق يابد مقارن انهدام حادث سابق و به هم خوردن صورت و تركيب آن ، و به عبارت ديگر مقارن معدوم شدن آن از كلّ اجزاء يا قسمتى از اجزاءِ حادث سابق با تركيب با اجزاءِ ديگر يا بدون تركيب با اجزاءِ ديگر . 2 . علّت هر حادث ، فعل و اثر غيرارادىِ حادث قبل باشد . 3 . علّت ، تأثير پديدهها و حوادث ، در نفى و نابود كردن و به وجود آوردن يكديگر باشد . 4 . علّت ، ذات مادّه و عناصر باشد كه در هيچ حالى از شكل داشتن و تركيب و صورتى داشتن خالى نيستند . 5 . علّت ، تضادّ موجود در باطن اشياء باشد كه موجب دگرگونيها و