الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
59
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
زبانى راستگوتر از آن در بيان درك فطرى وجود ندارد و جملههايش همه از فطرت برخاسته و فطرتپسند است . در اينجا در صدد آوردن جملههايى از فطرت برخاستهء نهجالبلاغه نيستيم ، چون هم سخن به درازا مىكشد و هم در ضمن بحثهاى ديگر جملههايى كه مورد استشهاد قرار مىگيرد ، مقصود ما را تأمين مىكند . اجمالًا جز مواردى كه استدلال عقلى و شرح مقاصد و تفاصيل خلقت است ، بقيّهء مطالب عرفانى مطابق با فطرت و شرح ادراكات فطرى است . با اين همه صريحاً نيز در نهجالبلاغه مسألهء فطرت عنوان شده است كه در آن بيانات ، گويى فطرت با ما سخن مىگويد و در آن به شأن فطرت و به آنچه خدا در آن به وديعه نهاده ، توجّه شده است . از جمله حضرت در خطبهء اوّل دربارهء مسألهء فايدهء بعثت انبيا - كه يكى از افعال الهى است و به اين ملاحظه از مباحث الهيّات بهشمار مىرود و در آينده نيز آن را بررسى خواهيم كرد - مىفرمايد : فَبَعَثَ فيهِم رُسُلَهُ ، وَ واتَرَ إِلَيهِم أَنبِياءَهُ لِيَستَأدوهُم ميثاقَ فِطرَتِه ، وَ يُذَكِّروهُم مَنسِىَّ نِعمَتِه ، وَ يَحتَجّوا عَلَيهِم بِالتَّبليغِ ، وَ يُثيروا لَهُم دَفائِنَ العُقولِ . پس خداوند ، رسولان خود را در ميان مردمان برانگيخت ، و انبياى خود را پىدرپى به سوى آنان فرستاد تا از آنها بخواهند كه پيمان فطرت خود ( اقرار به عبوديّت ) را ادا كنند ، و نعمت فراموششدهء خدا را به يادشان آورند ، و برايشان به ابلاغ وحى الهى حجّت بياورند ، و خردهايشان را كه در وجودشان مانند گنج مدفون است برانگيزانند و بيرون بياورند . در اين جمله كه اقتباس از آيهء « إِنَّما أَنتَ مُذَكِّرٌ . لَستَ عَلَيهِم بِمُصَيطِرٍ » « 1 »
--> ( 1 ) . غاشيه ( 88 ) آيات 21 و 22 .