الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
44
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
موجب كمال روح انسان و توجّه او به تمركز دادن عبادت و قصد و نيّت خود در وجود جامع اين كمالات و تقرّب جستن به او و حصر پرستش در او مىشود . معبوديّت و الوهيّت به معنايى كه آنان گفتهاند ، عنوانى است كه از اعمال خالص شخص عابد در برابر آنچه معبود خود قرار داده ، تحقّق مىيابد و توحيد آن هم به ترك عبادت غير او حاصل مىشود و چنان كه مىبينيم ، اين بيشتر با عمل شخص عابد رابطه دارد . اگر اين عمل باشد ، هست و اگر نباشد ، نيست . و اين چيزى نيست كه كلمهء توحيد با آن محتواى عظيم ، در آن خلاصه شود و نفى يا اثبات آن با اعلام و اخبار محقّق گردد . و اگر گفته شود كه غرض ، عقيده به توحيد الوهيّت است و اينكه غير از « اللَّه » هيچ كس مستحقّ پرستش و الوهيّت نيست ، پاسخ اين است كه البتّه اين حق است و غير از « اللَّه » كسى استحقاق پرستش و عبادت ندارد امّا هر كارى پرستش نيست و هر عبادتى شرك در عبادت ، به معناى متبادر از شرك در عبادت ، نيست . نهايت خضوع بلكه مطلق خضوع و احترام و اطاعت و فرمانبرى از غير خدا با اعتقاد به الوهيّت و خدايىِ او يا اعتقاد به حلول خدا و عقايد باطل ديگر از اين قبيل ، شرك در عبادت است و بدون انحراف فكرى مشركانه ، حتّى نهايت خضوع نيز شرك نيست و سرّ اينكه سجده و بعضى اعمال ديگر در برابر بت و اشياءِ ديگر شرك و منافى توحيد به حساب مىآيد اين است كه اماره و نشانهء اعتقادات مشركانه است ؛ به كلام ديگر ، چون عملى است كه از عقايد ناشى مىشود ، هم شرك عملى و هم حاكى از شرك فكرى است . در غير اين صورت اگر سجده كه نهايت خضوع است شرك باشد ، در سجدهء ملائكه به آدم يا سجدهء برادران يوسف به او ، به آن امر نمىشد و برادران يوسف آن را انجام نمىدادند ؛ و لذا استلام حجرالاسود و طواف خانهء كعبه و