الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
417
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
السّائِمَةِ وَ الصُّخورِ القاسِيَةِ . [ خداوند متعال ] برگزيد او را از درخت پيامبران ، و از چراغدان [ و مركز ] روشنى ، و از مكانى مرتفع و بلند ، و از ناف مكّهء معظّمه ، و از چراغهاى تاريكى ، و از چشمههاى حكمت . او طبيبى است كه در پزشكى و طبّ خود بسيار دَورزننده است ( يعنى چنان نيست كه در مكانى بنشيند تا اگر بيمارى به نزد او آمد معالجهاش نمايد بلكه با دَور زدن و از اين سو به آن سو رفتن ، به سراغ بيماران مىرود و بر بالين آنها حاضر مىشود ) . مرهمهايش را آماده ساخته ، و آلات داغ كردن [ زخمها ] را گداخته است . آنها را هر كجا كه حاجت باشد مىگذارد : بر دلهاى كور ، و گوشهاى كر ، و زبانهاى لال . تتبّعكننده و جوينده است براى دواى خود مواضع غفلت و مواقع حيرت و سرگردانى را . [ امّا ] كسانى كه از انوار حكمت پرتوى نگرفته و به آتشزنهء علوم شرارهاى نيفروختهاند ، پس اينان در اين حال مانند چهارپايان چراكننده و سنگهاى سختاند . در خطبهء 108 مىفرمايد : قَد حَقَّرَ الدُّنيا وَ صَغَّرَها ، وَ أَهوَنَها وَ هَوَّنَها ، وَ عَلِمَ أَنَّ اللَّهَ زَواها عَنهُ اختِياراً ، وَ بَسَطَها لِغَيرِهِ احتِقاراً . فَأَعرَضَ عَنِ الدُّنيا بِقَلبِه ، وَ أَماتَ ذِكرَها عَن نَفسِه ، وَ أَحَبَّ أَن تَغيبَ زينَتُها عَن عَينِه لِكَيلا يَتَّخِذَ مِنها رِياشاً ، أَو يَرجُوَ فيها مُقاماً . بَلَّغَ عَن رَبِّه مُعذِراً ، وَ نَصَحَ لِأُمَّتِه مُنذِراً ، وَ دَعا إِلَى الجَنَّةِ مُبَشِّراً ، وَ خَوَّفَ مِنَ النّارِ مُحَذِّراً . به تحقيق پيامبر صلى الله عليه و آله دنيا را پست و كوچك شمرد ، و به آن اهانت كرد و آن را خوار ساخت ، و دانست كه خداوند دنيا را از او دور نمود ، و پيچيده كرد آن را به برگزيدن و اختيار ، و بسط و گسترش داد آن را براى غير او به جهت