الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
413
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
وَ بَسَقَت في كَرَمٍ ، لَها فُروعٌ طِوالٌ وَ ثَمَرَةٌ لا تُنالُ . فَهُوَ إِمامٌ مَنِ اتَّقى ، وَ بَصيرَةُ مَنِ اهتَدى ، سِراجٌ لَمَعَ ضَوؤُهُ ، وَ شِهابٌ سَطَعَ نورُهُ ، وَ زَندٌ بَرَقَ لَمعُهُ . سيرَتُهُ القَصدُ ، وَ سُنَّتُهُ الرُّشدُ ، وَ كَلامُهُ الفَصلُ ، وَ حُكمُهُ العَدلُ . أَرسَلَهُ عَلى حينِ فَترَةٍ مِنَ الرُّسُلِ ، وَ هَفوَةٍ عَنِ العَمَلِ ، وَ غَباوَةٍ مِنَ الأُمَمِ . تا اينكه كرامتاللَّه سبحان ( كه منصب نبوّت و رسالت باشد ) منتهى شد و رسيد به محمّد صلى الله عليه و آله . پس بيرون آورد او را از بهترين معدنها از جهت روييدن ، و عزيزترين اصلها از حيث نشاندن ، از درختى كه بيرون آورد از آن پيغمبران خود را ، و برگزيد از آن امينان خود را . عترت آن حضرت بهترين عترتها ، و قبيلهء او بهترين قبيلهها ، و درخت او بهترين درختهاست ؛ درختى كه در حرم روييده ، و در مجد و كَرَم رشد و نمو كرده ، و از براى آن شاخههاى بلند و ميوهاى است كه دست [ تطاول و خيانت ] به آن نمىرسد ( اشاره به مقام والاى آن حضرت و اهل بيت طاهرين اوست كه براى كسى دسترسى به آن حاصل نخواهد شد ) . پس او پيشواى كسى است كه پرهيزكارى كرد ، و بينايى كسى است كه هدايت جست ، و چراغى است درخشان ، و ستارهاى است كه نور از آن ساطع است ، و روشنكنندهاى است كه لمعان آن برق مىدهد . سيره و روش او ميانهروى است ، و سنّت و طريقهء او رشد و صواب است ، و سخن او جداكنندهء [ ميان حقّ و باطل ] است ، و حكم او عدل است . فرستاد او را در هنگام انقطاع فرستادگان ، و زمان لغزش [ عاملان ] از عمل ، و غفلت امّتها . در خطبهء 94 مىفرمايد : بَعَثَهُ وَ النّاسُ ضُلّالٌ في حَيرَةٍ ، وَ خابِطونَ في فِتنَةٍ . قَدِ استَهوَتهُمُ الأَهواءُ ، وَ استَزَلَّتهُمُ الكِبرِياءُ ، وَ استَخَفَّتهُمُ الجاهِلِيَّةُ الجَهلاءُ ،