الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
41
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
وَ مَن يُدَبِّرُ الأَمرَ فَسَيَقولونَ اللَّه فَقُل افَلا تَتَّقونَ . « 1 » قُل أَرَأَيتُم إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيكُمُ اللَّيلَ سَرمَداً إِلى يَومِ القِيامَةِ مَن إِلهٌ غَيرُ اللَّهِ يَأتيكُم بِضِياءٍ . « 2 » قُل أَرَأَيتُم إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيكُمُ النَّهارَ سَرمَداً إِلى يَومِ القِيامَةِ مَن إِلهٌ غَيرُ اللَّهِ يَأتيكُم بِلَيلٍ تَسكُنونَ فيهِ . « 3 » از اين آيات استفاده مىشود كه مشركان نيز در برابر اين سؤال كه صاحب اين صفات و اسماء و افعال كيست ، لااقل از روى فطرت نمىتوانستند چيزى يا كسى را غير از « اللَّه » معرفى كنند و « اللَّه » در عرف آنها اسم براى ذاتى بود كه فاعل تمام اين افعال و صاحب تمام اين صفات كمال بود و غير از آن ذات يگانه كسى را مسمّى به اين اسم و جامع جميع صفات كمال نمىدانستند ، و اين با عدم ايمان بسيارى از آنها به خدا منافاتى ندارد زيرا ايمان نداشتن به جامع جميع صفات كمال ( اللَّه ) با حكم فطرت آنها به وجود او و با فهم اين مطلب كه : « اطلاق اللَّه به غير او ، هر كه باشد ، به دليل اينكه جامع جميع صفات كمال نيست ، جايز نمىباشد » قابل جمع است . در حديثى حضرت باقر عليه السلام از پدر بزرگوارش حضرت على ابنالحسين عليه السلام روايت فرموده است كه امام سجّاد فرمود : حديث كرد مرا پدرم از برادرش و او از اميرالمؤمنين عليه السلام كه مردى به آن حضرت عرض كرد : مرا خبر بده از « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم » كه معناى آن
--> ( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 31 . ( 2 ) . قصص ( 28 ) آيهء 71 . ( 3 ) . همان ، 72 .