الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

391

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

براى ايشان تكبّر را ، و پسنديد براى ايشان فروتنى را . پس چسبانيدند بر زمين رخسار خود را ، و بر خاك ماليدند رويهاى خود را ، و به زير افكندند بالهاى خود را براى مؤمنان . و آنان گروهى مستضعف بودند كه خدا به گرسنگى ، و به مشقّت و سختى ، و به موجبات بيم و خوف و مكاره آزمودشان . پس ، از روى جهل به مواقع فتنه [ و اسرار امتحانات الهى ] و ناآگاهى به سرّ امتحان خدا ، رضا و خشنودى ، و خشم و غضب او را به مال و فرزند اعتبار نكنيد ، و بىنيازى و قدرت را دليل برگزيدگى نشماريد ( كه گمان كنيد مال زياد و فرزندان متعدّد و قدرت ، علامت برگزيدگى و خشنودىِ خدا از بندگان است ، و فقر و فرزند نداشتن و برخوردار نبودن از نعم مادّى علامت خشم اوست ) ، زيرا خداوند سبحان مىفرمايد : « پس آيا گمان مىكنند آنچه ما مدد مىدهيم ايشان را به آن از مال و پسران ، شتاب مىكنيم از براى ايشان در خيرات ؟ بلكه نمىدانند » ( زيرا چنين نيست و اين از باب استدراج و مهلت است ) . پس به تحقيق كه خداوند سبحان بندگانش را كه در نزد خودشان مستكبر هستند ، به اوليايش كه در چشم مستكبران مستضعف‌اند ، مىآزمايد . و نيز در همين خطبه كه مشحون از مطالب مربوط به سنن الهيّه است مىفرمايد : وَ تَدَبَّروا أَحوالَ الماضينَ مِنَ المُؤمِنينَ قَبلَكُم كَيفَ كانوا في حالِ التَّمحيصِ وَ البَلاءِ . أَلَم يَكونوا أَثقَلَ الخَلائِقِ أَعباءً ، وَ أَجهَدَ العِبادِ بَلاءً ، وَ أَضيَقَ أَهلِ الدُّنيا حالًا ؟ اتَّخَذَتهُمُ الفَراعِنَةُ عَبيداً ، فَساموهُم سوءَ العَذابِ ، وَ جَرَّعُوهُمُ المُرارَ . فَلَم تَبرَحِ الحالُ بِهِم في ذُلِّ الهَلَكَةِ وَ قَهرِ الغَلَبَةِ : لا يَجِدونَ حيلَةً فِي امتِناعِ ، وَ لا سَبيلًا إِلى دِفاعٍ . حَتّى إِذا رَأَى اللَّهُ سُبحانَهُ جِدَّ الصَّبرِ مِنهُم عَلَى الأَذى في مَحَبَّتِه وَ الاحتِمالِ لِلمَكروهِ مِن خَوفِه ، جَعَلَ لَهُم مِن مَضايِقِ