الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
368
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
ثابت است و به او قيام حلولى دارد ملاك صحّت حمل عالِم يا مريد بر او ، حلول علم در او و امرى است كه غير ذات او باشد چنان كه در ممكنات به ملاحظهء امر زايد بر ذات ، حمل صحّت دارد ، بلكه ملاك صحّت حمل ، نفس ذات مقدّس اوست . اشاعره مىگويند علم و قدرت و ساير صفات ، قائم به ذات و غير آن هستند و همه مثل خود ذات بارىتعالى كه قديم است ، قديماند . و گفتهاند اگر قديم نباشند ، لازم شود ذات در رتبهء مقدّم بر قيام صفات به او فاقد صفات باشد . و لازمهء اين كلام اشاعره تعدّد قدما و انكار توحيد در قِدَم است كه فساد آن از واضحات است و نيز مفاسد ديگر كه به آن اشاره شد . و لذا معتزله قائل به نيابت ذات از اين صفات شدهاند بدين معنى كه علم و قدرت و ساير صفات ذاتيّه را خداوند متعال ندارد ولى آثار اين صفات از او ظاهر مىشود . تعالى اللَّه عمّا يقوله الاشاعرة و المعتزلة علوّاً كبيراً . « 1 » و تحقيق و حق همان است كه صفات عين ذات است و آنچه حيثيّت صدق عالِم و قادر و قديم است بر او ، ذات مقدّسهء ازليّهء اوست ، و تغاير مبدأ با كسى كه مثل اين اسماءِ قادر و عالِم و مريد بر او جارى مىشود ( من يجرى عليه المشتق ) در صحّت حمل شرط نيست ، چنان كه در بعضى از صفات مثل « حادث » ، در ممكنات هم شرط نيست . به عبارت ديگر ، مسألهء تغاير مبدأ با كسى كه بر او مشتق جارى مىگردد در حقيقت بودن جرى دخالت ندارد و اطلاق قادر و عالِم بر ذاتى كه قدرت و علم با ذات او تغاير ندارد مجاز نيست و حقيقت است و ملاك صحّت حمل ،
--> ( 1 ) . مراجعه شود به كتب اصول ، مبحث مشتق ؛ از جمله تقريرات بحث اصول مرحوم علّامهء بزرگ و نابغهء عالم اسلام آيةاللَّه بروجردى قدس سره ، نگارش نويسنده .