الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

322

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

پس ، از استعانت به غير نيز منزّه است ) . در خطبهء 204 مىفرمايد : الَّذي لا تَغشاهُ الظُّلَمُ ، وَ لا يَستَضيءُ بِالأَنوارِ . وَ لا يَرهَقُهُ لَيلٌ ، وَ لا يَجري عَلَيهِ نَهارٌ . لَيسَ إِدراكُهُ بِالأَبصارِ ، وَ لا عِلمُهُ بِالإِخبارِ . پروردگار آنچنان است كه تاريكيها او را فرانمىگيرد ، و از نورها طلب روشنى نمىكند ( چون او نور بالذّات و ظاهر بالذّات و ظاهركنندهء هر چيز است و ظهور نور همه چيز از او و به اوست ) . شب او را درنمىيابد ، و روز بر او جارى نمىشود . دريافت او [ اشياء را ] به وسيلهء ديده‌ها نيست ، و دانايى و آگاهى او به سبب خبرها نمىباشد . در خطبهء 227 مىفرمايد : الحَمدُ لِلَّهِ الَّذي لا تُدرِكُهُ الشَّواهِدُ ، وَ لا تَحويهِ المَشاهِدُ ، وَ لا تَراهُ النَّواظِرُ ، وَ لا تَحجُبُهُ السَّواتِرُ . حمد مختصّ خدايى است كه حواس او را درك نمىكنند ، و مجالس و محاضر او را در بر نمىگيرند ، و چشمها او را نمىبينند ، و پرده‌ها او را نمىپوشانند . و در ادامهء همين خطبه مىفرمايد : وَ ارتَفَعَ عَن ظُلمِ عِبادِه . رفيع‌تر و برتر است از ظلم به بندگانش . در خطبهء 228 مىفرمايد : لا يُشمَلُ بِحَدٍّ ، وَ لا يُحسَبُ بِعَدٍّ . احدى شامل او نمىشود ( زيرا حد از صفات اجسام و جواهر و اعراض است ) ، و به شماره درنيايد . و در ادامهء همين خطبه مىفرمايد :