الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
293
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
اعتقادى در همه جا حاكم مىگشت . البتّه ما در اينجا در مقام بسط اين مطلب و تأثير اهل بيت و شاگردان بزرگ ائمّه عليهم السلام و علماى شيعه - كه بسيارى از آنها مانند خواجه نصير طوسى و علّامهء حلّى از نوابغ عالم علم و برخى نيز از فلاسفهء طراز اوّل شمرده شدهاند - نيستيم . تنها به طور گذرا به اين موضوع اشاره مىكنيم كه مسألهء علم نيز در همين بحث و جدلها سبب اشتغال بسيارى شد و از متن خود خارج گرديد و با حواشى و تفاصيلى كه به آن دادند ، وارد بحث در حقيقت علم كه عين ذات است گرديد و بحث از تفاصيلى كه نبايد بشود ، عقيدهء اجمالى به علم خدا را كه از عقايد محكم اسلامى و عامل بزرگ احساس مسئوليّت و خوف و خشيت از خدا و برانگيزندهء افراد به عمل صالح و انجام تعهّدات دينى است از اثر انداخت و جنبهء فلسفى و كلامى آن را چندان وسيع و مشغولكننده ساخت كه جنبهء عملى آن و نقشى كه در كنترل اعمال و مهار غرايز حيوانى و ايجاد اعتماد به خدا و توكّل و رضا و تسليم دارد فراموش گرديد و اعمال و رفتار مسلمانان با عقايدشان بىارتباط يا كمارتباط شد ، در حالى كه در صدر اسلام و مخصوصاً در عصر رسالت و پيش از آنكه مسلمانان به اين مباحثات و مجادلات بپردازند ، اين ارتباط چنان قوى و محكم بود كه اعمال و افعال در حقيقت تجسّم عقايد و ايمان بود و ايمان قلب از ايمان اعضا و جوارح جدا نبود . گفته نشود كه اكتفا كردن به دليل سمعى در اثبات علم خدا مصادرهء به مطلوب و دَور است و مثل اثبات وجود خدا به دليل نقلى است ، زيرا جواب داده مىشود : دليل سمعى كه متوقّف بر صحّت نبوّت و رسالت و بلكه عين آن است ، متوقّف بر اصل علم خداست ولى به اثبات تفاصيل آن