الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
281
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
از جمله فرقهايى كه صفات ذات با صفات فعل دارد اين است كه اوصاف ذات ارادى نيست در حالى كه اوصاف فعل ارادى است . اينكه مىگوييم اوصاف ذات ارادى نيست نه به اين معناست كه امكان ارادى بودن در آن فرض مىشود و خدا در آن مجبور و غيرمريد است كه مستلزم نقص و عدم قدرت شود ، بلكه غرض اين است كه در اوصاف ذاتيّه اصلًا بحث ارادى بودن و نبودن معنى ندارد ، چون آن بحث را در جايى بايد مطرح كرد كه هر دو شق امكان داشته و قابل فرض باشند ، مثل ارادى بودن فعل انسان و ارادى نبودن آن ، چون هر دو امكان دارد : هم ممكن است انسان مجبور باشد و هم ممكن است مريد و مختار باشد . به عبارت ديگر ، وصف ذاتى مثل خود ذات حاصل است و از آن تخلّف ندارد ، خصوصاً نسبت به ذاتى كه صفتش عين ذات است ، بلكه در افعال الهى نيز كه خدا فاعل مختار و افعالش ارادى است به اين معنى نيست كه اجبار خدا و سلب قدرت و اختيار امكان دارد بلكه به اين معنى است كه صدور افعال از او ذاتىِ او نيست و به حرارت آتش نمىمانَد تا مستلزم نقص گردد چنان كه صدور افعال به جبر نيست ، زيرا ما فوق قدرت و قوّهء خدا و قوىتر و تواناتر از او قوّه و قدرتى نيست تا او را مجبور سازد . پس در افعال الهى معنى « يَفعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ » « 1 » و « كُلَّ يَومٍ هُوَ فى شَأنٍ » « 2 » و « تُؤتِى المُلكَ مَن تَشاءُ وَ تَنزِعُ المُلكَ مِمَّن تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَن تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَن تَشاءُ بِيَدِكَ الخَيرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَديرٌ » « 3 » محفوظ است هرچند صدور افعال بر حسب حكمت بر او واجب باشد .
--> ( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 27 . ( 2 ) . رحمن ( 55 ) آيهء 29 . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 26 .