الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

257

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

هر چيزى در برابر او فروتن و خاضع است ، و هر چيزى به او برپاست . بىنيازى و توانگرىِ هر فقير و نيازمند است ، و عزّت هر ذليل است ، و قوّت هر ضعيف است ، و پناهگاه هر مضطرّ اندوهگين است . هر كس سخن بگويد سخنش را مىشنود ، و هر كس سكوت كند از سرّ و رازش آگاه است ، و هر كس زندگانى نمايد روزيش بر اوست ، و هر كس بميرد بازگشتش به سوى اوست . اگر در اين بيانات شريف ، نيك توجّه شود ، مسألهء توحيد و عدم شريك كاملًا از آن استفاده مىگردد ، زيرا كسى كه همهء اشياء براى او خاضع و به او برپا باشند ، واحد و يكتاست و شريك بارى اگر شىء است ، به مقتضاى اين كلام ، خاضع براى او و به او برپاست ، بنابراين شريك نيست ، و اگر شىء نيست پس چيزى نيست و عدم است و نظير اين دو جمله است : « لَهُ الإِحاطَةُ بِكُلِّ شَيءٍ ، وَ الغَلَبَةُ لِكُلِّ شَيءٍ ، وَ القُوَّهُ عَلى كُلِّ شَيءٍ » « 1 » . همچنين جمله‌هاى « غِنى كُلِّ فَقيرٍ . . . » و امثال آنكه در قرآن مجيد و نهج‌البلاغه و ادعيه و احاديث بسيارند ، همه دلالت بر توحيد و عدم شريك مىنمايند مانند اين آيه : « اللَّهُ يَعلَمُ ما تَحمِلُ كُلُّ أُنثى وَ ما تَغيضُ الأَرحامُ وَ ما تَزدادُ وَ كُلُّ شَىءٍ عِندَهُ بِمِقدارٍ . عالِمُ الغَيبِ وَ الشَّهادَةِ الكَبيرُ المُتَعالِ » « 2 » و ساير آياتى كه دلالت بر صفات ذات و صفات فعل مىنمايد . جمله‌هايى از نهج‌البلاغه مثل : « لا يُحصي نَعماءَهُ العادّونَ . . . الَّذي لَيسَ لِصِفَتِه حَدٌّ مَحدودٌ » « 3 » ، « قَد عَلِمَ السَّرائِرَ » « 4 » ، « . . . المَعروفِ مِن غَيرِ رُؤيَةٍ ، وَ الخالِقِ مِن

--> ( 1 ) . همان ، 85 . ( 2 ) . رعد ( 13 ) ، آيات 8 و 9 . ( 3 ) . نهج البلاغة ، خطبهء 1 . ( 4 ) . همان ، 85 .