الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
253
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
دلالت ندارد ؟ » ، در جواب مىگوييم : امّا رسالات و نبوّات كه اساس آنها وحدانيّت و دعوت به توحيد است ، علاوه بر اينكه بر وجود شريك بارى دلالت ندارند ، با كمال تأكيد و صراحت آن را نفى مىكنند . و امّا آثار و افعال و مخلوقات ، اگر فرضاً از دلالت آنها بر وحدانيّت صانع و فاعل و خالق صرف نظر شود و نگوييم كه وحدت عالم دليل بر وحدت خالق است ، دلالت بر تعدّد صانع و فاعل و وجود شريك ندارند . وجه چهارم اينكه اگر از جانب شريك بارى در خلق عالم پيغمبرى نيايد ، از آن جهل و عدم حكمت و بخل يا عجز او معلوم مىشود و هر كدام از اين عدمها مساوق با عدم شريك بارى و دليل بر عدم وجود اوست ، چون ارسال رسل و بعث انبيا يكى از افعال الهى است كه بر حسب حكمت و علم و قدرت و رحمانيّت و رحيميّت و صفات ديگر ، صدور آن واجب است ؛ لذا از عدم آن پى به عدم اين صفات ، و از عدم اين صفات پى به عدم موصوف آن مىبريم . گفته نشود كه با انجام اين امور و تأمين اين اغراض از جانب يك شريك ، زمينهاى براى دخالت شريك ديگر و اقتضايى براى بعث انبيا از جانب او نيست ، زيرا جواب اين است كه استقلال يكى از دو شريك در اين امر ، به جهت قوّت اراده و شدّت قدرت اوست يا تساوى قدرتَين است . بنا بر شقّ اوّل لازم مىشود عجز ديگرى در برابر ارادهء او ، و اين نافىِ شركت و همكارى است ؛ و بنا بر شقّ دوماز استقلال يكى از آنها بدون ديگرى ، لازم مىشود ترجّح بلامرجّح ، و آن محال است . علاوه بر اين ، چه زمينه و مناسبتى براى ارسال رسول از جانب ديگرى مهمتر از اين است كه رسولانى كه ديگرى مبعوث نموده است دعوت به توحيد مىنمايند ؟